تقابل عقل و عشق در اشعار عرفانی شاعران ترکمن با تکیه بر اشعار مختوم قلی فراغی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 110

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFOSTTPA03_3123

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

ادبیات عرفانی یا ادبیات صوفیانه، قسمتی از میراث منثور و منظوم ادبی است که شاعران عارف یا عارفان شاعر، تحت تاثیر مشرب تصوف به وجود آورده اند و در برگیرنده ی قسمت عظیمی از ادبیات پارسی است. و به تبع از آن ادبیات ترکمن نیز بهره‎های زیادی از این عرفان و تصوف برده‎اند. شاعران بزرگ ترکمن همچون «دولت‎محمد آزادی» و فرزند برومندش «مختومقلی فراغی» و نیز شاعران دیگری همچون «محمدولی کمینه» در اشعار عرفانی خود از عقاید و مراتب و اصطلاحات و تعبیرات زیبای صوفیانه بهره‎ها برده‎اند به ویژه فراغی که اشعار عرفانی و عاشقانه اش خیال‎انگیزترین و ظریف‎ترین آثار ادبیات منظوم ترکمن یه شمار می‎رود. اشعاری که وی در عالم کشف و شهود و سیر روحانی سروده است جزو اشعار طراز اول ادبیات ترکمن می‎باشد که تاکنون کس را یارای رسیدن به گرد آن هم نبوده است. اشعار عرفانی او گاه به اشعار مولوی تنه می‎زند، گاه به اشعار حافظ و سعدی شیرازی و گاه به اشعار نظامی گنجوی. سلوکی که در پیش می‎گیرد به مانند صوفیان بزرگی چون ابوسعید ابوالخیر است و در طریقت از خواجه احمد یسوی و بهاءالدین نقشبند پیروی می‎کند. شاعران ترکمن در پی دستیابی به محبوب و معشوق ازلی سروده‎های دل‎انگیزی را ارائه کرده‎اند که جای بحث و بررسی فراوان دارد. به طوری که گاه تنها از یک بیت مختوم‎قلی صفحات فراوانی می‎توان نگاشت. بحث تقابل عقل و عشق و این که عقل قادر به شناخت و حل اسرار و رموز عشق نیست و عشق است که شارح غوامض و دشواریهای عقل است، بحث مفصل و ریشهداری است که از دیرباز در ادبیات عارفانه و عاشقانهی فارسی و به تبع آن ترکمنی مطرح بوده و دیدگاههای متفاوتی را در پی داشته است. بدین منظور در این مقاله و با روش توصیفی-تحلیلی و شیوه کتابخانه‎ای به بررسی تقابل عقل و عشق در اشعار عرفانی شاعران ترکمن خواهیم پرداخت و بیشترین تکیه را در این ارتباط بر روی اشعار ستاره بی‎بدیل شعر و عرفان ترکمن یعنی مختوم قلی فراغی خواهیم داشت.

نویسندگان

هوشنگ بهلکه

نویسنده اول