نقش فناوری نوین آموزشی در تحقق عدالت آموزشی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_8634

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

عدالت آموزشی، به عنوان آرمانی بنیادین و پیش نیاز تحقق توسعه پایدار انسانی، همواره با موانع ساختاری، جغرافیایی و اقتصادی متعددی مواجه بوده است که دسترسی برابر به آموزش کیفی را برای گروه های محروم و حاشیه نشین به چالشی پایدار تبدیل کرده است. در این میان، ظهور و گسترش شتابان فناوری های نوین آموزشی، امید تازه ای برای عبور از این موانع دیرپا و بازتعریف عادلانه تر فرصت های یادگیری در مقیاس جهانی ایجاد کرده است. این مقاله با رویکردی تحلیلی-انتقادی و با مرور نظام مند مبانی نظری عدالت آموزشی (با تاکید بر نظریه های کاپلان، فری و سن) و تحولات پارادایمی در حوزه فناوری آموزشی، به واکاوی عمیق و چندوجهی نقش بالقوه و بالفعل فناوری های دیجیتال در تحقق ابعاد مختلف عدالت آموزشی—شامل عدالت توزیعی (دسترسی)، عدالت رویه ای (کیفیت فرآیند) و عدالت شناختی (بازشناسی)—می پردازد. یافته ها حاکی از آن است که فناوری هایی چون کلاس های درس معکوس، پلتفرم های آموزش انبوه آنلاین (موک)، نرم افزارهای یادگیری تطبیقی، واقعیت افزوده و مجازی، و منابع آموزشی باز (OER) می توانند با ارائه راهکارهایی برای شخصی سازی یادگیری، غلبه بر محدودیت های مکانی و زمانی، کاهش هزینه های دسترسی، و ایجاد محتوای چندفرهنگی و فراگیر، به کاهش شکاف آموزشی کمک نمایند. با این حال، مقاله به صراحت هشدار می دهد که فناوری به خودی خود یک راه حل جادویی یا خنثی نیست؛ بلکه آیینه ای است که نابرابری های ساختاری موجود (شکاف دیجیتالی، سواد فناورانه نابرابر، biases الگوریتمی) را بازتولید و حتی تشدید می کند اگر بدون توجه به بافت اجتماعی-اقتصادی و با رویکردی تکنومحور صرف به کار گرفته شود. تحقق وعده عدالت بخشی فناوری مستلزم عبور از رویکرد «یک اندازه برای همه» و حرکت به سوی طراحی فناوری های آموزشی «انعطاف پذیر، چندزبان، کم هزینه و انسان محور» است که در خدمت توانمندسازی یادگیرندگان محروم قرار گیرند. این مقاله ضمن شناسایی چالش های کلیدی از جمله زیرساخت نابرابر، تمرکزگرایی در تولید محتوا، و غفلت از بعد ارتباطی و عاطفی یادگیری، راهکارهایی سیاستی، طراحی و اجرایی ارائه می دهد و بر این گزاره تاکید می ورزد که فناوری آموزشی عدالت محور، فناوری ای است که نه تنها شکاف دسترسی را پر می کند، بلکه به بازتوزیع قدرت نمادین در فرآیند دانش آفرینی می پردازد و صدای حاشیه نشینان را در تعریف چیستی و چگونگی یادگیری به گوش می رساند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

مریم یزدانی

فوق لیسانس مدیریت آموزشی

سمیرا مدهنی

فوق لیسانس مشاوره

سارا مدهنی

فوق لیسانس مدیریت آموزشی