چگونه توانستم با روش گروه بندی یادگیری را برای دانش آموزانم آسان تر کنم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_8624
تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این اقدام پژوهی گسترده و عمیق، که در پاسخ به یکی از ماندگارترین چالش های میدان عمل آموزشی یعنی ناکارآمدی روش های یکسان ساز و معلم محور در مواجهه با کلاسی ناهمگون طراحی و اجرا گردید، با اتخاذ رویکردی کل نگر و نظام مند، به واکاوی قابلیت های تحول آفرین یادگیری مشارکتی از طریق گروه بندی هدفمند پرداخته است. در مواجهه اولیه با کلاس پایه ششم، فضایی قطبی شده، رقابتی و ملتهب مشاهده می شد که در آن، طیف محدودی از دانش آموزان با پیشینه قوی و اعتماد به نفس بالا، گفتمان کلاس را در انحصار خود گرفته بودند، حال آنکه اکثریت خاموش کلاس، متشکل از دانش آموزان با سطوح متوسط و ضعیف، یا در سکوت و انفعال فرو رفته بودند یا با علائم آشکار اضطراب تحصیلی (مانند اجتناب از نگاه، تمایل به نشستن در ردیف های آخر، لکنت زبان در پاسخ گویی) دست به گریبان بودند. این وضعیت نه تنها عدالت آموزشی را مخدوش می ساخت، بلکه حتی برای دانش آموزان قوی نیز محیطی ایستا و غیرچالش برانگیز ایجاد کرده بود که رشد شناختی آنان را در سطوح عالی تفکر محدود می نمود.فرآیند پژوهش، مبتنی بر چرخه عمل-تفکر-بازاندیشی، در پنج فاز اصلی سازمان یافت: ۱) تشخیص عمیق مسئله و ریشه یابی (از طریق ترکیبی از مشاهده طولانی مدت، آزمون های تشخیصی چندبعدی و گفت وگوی انفرادی)، ۲) طراحی مداخله مبتنی بر نظریه (با اتکا به چارچوب یادگیری مشارکتی جانسون و جانسون، منطقه توسعه تقریبی ویگوتسکی و نظریه هوش های چندگانه گاردنر)، ۳) اجرای تدریجی و نظارت شده (شامل تشکیل گروه های ناهمگن چهارنفره، آموزش صریح مهارت های اجتماعی، طراحی فعالیت های وابسته به هم، و ایفای نقش معلم به عنوان تسهیل گر و مربی سیار)، ۴) گردآوری نظام مند شواهد (با استفاده از مثلث سازی روش های کمی و کیفی)، و ۵) تحلیل، تفسیر و ارائه نتایج.یافته های به دست آمده، که همگی از هم گرایی و اتقان قابل توجهی برخوردار بودند، حکایت از یک تحول کیفی چندبعدی در فضای کلاس داشتند. در بعد شناختی، میانگین نمرات آزمون های عملکردی استانداردشده از ۱۳.۸ (در مقیاس ۲۰) در پیش آزمون به ۱۸.۲ در پس آزمون ارتقا یافت، اما نکته مهم تر، عمق استدلال، تنوع راهبردهای حل مسئله و کیفیت پرسش های مطرح شده توسط دانش آموزان بود که به وضوح بهبود یافته بود. در بعد عاطفی-انگیزشی، پرسشنامه نگرش سنجی نشان داد شاخص اضطراب تحصیلی ۴۷٪ کاهش و شاخص خودکارآمدی تحصیلی ۶۵٪ افزایش یافته است. در بعد اجتماعی، تحلیل مشاهدات و چک لیست های مهارت های همکاری حاکی از رشد چشمگیر در مهارت های گوش دادن فعال، مدیریت تعارض سازنده، تقسیم کار عادلانه و ارائه بازخورد مودبانه بود. همچنین، تحلیل محتوای گفت وگوهای گروهی ضبط شده، افزایش قابل ملاحظه استفاده از گفتمان استدلالی («چون که»، «اگر فرض کنیم که»، «به نظر من دلیلش اینه که») و کاهش گفت وگوی تحکم آمیز یا منفعلانه را نشان می داد.این پژوهش به این نتیجه رهنمون شد که گروه بندی هوشمند، زمانی که از سطح یک ترتیب نشستن ساده فراتر رفته و به یک استراتژی آموزشی یکپارچه تبدیل شود، می تواند کلاس درس را از یک سالن سخنرانی غیرمتقابل به یک کارگاه زنده یادگیری تبدیل کند، جایی که دانش به جای انتقال یک سویه، در بستر تعاملات اجتماعی ساخته و پرداخته می شود، و هر دانش آموز، صرف نظر از نقطه شروع، فرصت می یابد تا بر داربست حمایت همسالان و هدایت معلم، به سطوح بالاتری از فهم و مهارت صعود کند. اقدام حاضر، نه تنها مشکلات اولیه کلاس را مرتفع ساخت، بلکه تجربه ای غنی از یادگیری برای زندگی را نیز برای دانش آموزان به ارمغان آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
جمیله رسولیان
لیسانس علوم تربیتی