پیمایش نگرش های عمومی نسبت به امر حکمرانی داده در ایران ؛درک حلقه مفقوده

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_SCJPO-17-4_007

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

با گسترش فناوریهای هوش مصنوعی و افزایش نقش داده ها در تصمیم گیری های کلان، جامعه ایران با پرسش ها و چالش های جدیدی در حوزه حکمرانی داده مواجه شده است. با وجود پتانسیل بالای فناوریهای هوش مصنوعی و داده محور، زیرساخت های قانونی و اخلاقی لازم برای حکمرانی موثر و شفاف داده ها هنوز به طور کامل توسعه نیافته اند.این مقاله با مطالعه فاصله بین ادراک از خود و تاثیر ابعاد هوش مصنوعی در امر حکمرانی داده ، به تبیین دلایل امکان این امر و تبعات این فاصله بر آینده رابطه حکمرانی و جامعه می پردازد. روش پژوهش در این مقاله تحلیل کیفی و استقرایی (رسیدن از مشاهدات به استدلال) است. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات عبارتند.از مطالعه کتابخانه ای و اسنادی،مصاحبه ساختارمند براساس مدل کوکران در قالب پرسشنامه از ۱۵۰ نفر از دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی و اندیشکده ای. نتایج و یافته های تحلیلی پژوهش نشان می دهد که الگوریتم های هوش مصنوعی و حکمرانی داده در جامعه ایران، با توجه به پیچیدگی های فنی، اجتماعی و سیاسی، در حال شکل دهی تحولات گسترده در حوزه های مختلف هستند. این امراز سویی فرصت هایی مانند بهبود خدمات عمومی، افزایش شفافیت و بهینه سازی فرآیندها را فراهم میکنند و از سوی دیگر، چالش هایی همچون نقض حریم خصوصی، تبعیض الگوریتمی و تمرکز قدرت را به همراه دارند. درک واقعیتهای موجود در این حوزه، نیازمند تحلیل دقیق از تاثیرات اجتماعی-فرهنگی این فناوریها است ، موفقیت در این زمینه مستلزم همکاری بین ذینفعان، شفافیت در تصمیم گیری ، توجه به اصول اخلاقی در استفاده از الگوریتم ها است.شکاف میان ادراک عمومی از هوش مصنوعی و واقعیت های پیچیده حکمرانی داده، می تواند بر سطح اعتماد جامعه به نهادهای حاکمیتی تاثیر مستقیم بگذارد. هنگامی که مردم انتظار شفافیت و عدالت در بهره گیری از داده ها دارند اما با مصادیقی از تبعیض یا نقض حریم خصوصی مواجه می شوند، مشروعیت سیاست های فناورانه زیر سوال می رود. این وضعیت می تواند به کاهش مشارکت اجتماعی و افزایش بدبینی نسبت به تحولات فناورانه منجر شود.از سوی دیگر، اگر این فاصله به درستی مدیریت گردد، ظرفیت های بالقوه ای برای تقویت سرمایه اجتماعی و ارتقای کارآمدی حاکمیت فراهم خواهد شد. ایجاد چارچوب های اخلاقی روشن و قوانین الزام آور می تواند اعتماد شهروندان به کاربست داده ها و الگوریتم ها را افزایش دهد. هم افزایی میان دانشگاه، دولت و بخش خصوصی در این مسیر نقشی حیاتی ایفا می کند. به بیان دیگر، حکمرانی داده می تواند به فرصتی برای بازتعریف رابطه جامعه و حاکمیت تبدیل شود.بر این اساس، سیاست گذاران باید رویکردی چندلایه اتخاذ کنند که هم به ابعاد فنی و هم به ابعاد اجتماعی و فرهنگی توجه داشته باشد. صرفا تمرکز بر توسعه زیرساخت های فناورانه بدون ملاحظه ملاحظات اجتماعی و اخلاقی، می تواند موجب بحران اعتماد و ناکارآمدی شود. شفافیت در فرآیندهای تصمیم گیری، پاسخگویی نهادها و مشارکت فعال ذینفعان، ابزارهایی کلیدی برای کاهش این شکاف محسوب می شوند.در نهایت، آینده حکمرانی داده در ایران وابسته به توانایی حاکمیت در ایجاد تعادل میان فرصت ها و تهدیدهای ناشی از هوش مصنوعی است. اگر اصول عدالت، اخلاق و شفافیت به صورت جدی در سیاست گذاری ها لحاظ شود، می توان از این فناوری ها برای ارتقای کیفیت زندگی، افزایش پاسخگویی و بهبود تعامل دولت-جامعه بهره گرفت. در غیر این صورت، خطرات ناشی از بی اعتمادی اجتماعی و تمرکز قدرت می تواند پیامدهای عمیق و بلندمدتی به همراه داشته باشد.

نویسندگان

علی اشرف نظری

دانشیار دانشگاه تهران

پرهام پوررمضان

پژوهشگر گروه کشمکش و همکاری در خاورمیانه،مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه،ایران ،تهران