نقش هوش مصنوعی در آموزش و پرورش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HCWNT02_4784

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

هوش مصنوعی به عنوان پیشران تحول در آموزش وپرورش، الگوهای تدریس، یادگیری و ارزشیابی را دگرگون کرده است. سیستم های تطبیقی با تحلیل داده های یادگیرندگان مسیرهای شخصی سازی شده را پیشنهاد می کنند و با شناسایی شکاف های دانشی، بازخورد فوری و هدفمند ارائه می دهند. معلمان با اتکا به داشبوردهای تحلیلی می توانند برنامه ریزی درسی را بر اساس شواهد یادگیری بهینه سازی کنند و زمان خود را از کارهای تکراری آزاد سازند تا بر تعامل انسانی و راهبری تربیتی تمرکز نمایند. دستیارهای هوشمند گفت وگومحور با تسهیل توضیح مفاهیم دشوار، تولید مثال های متنوع و فراهم سازی تمرین های پلکانی، یادگیری فعال را تقویت می کنند. در سطح مدرسه، تحلیل یادگیری و پیش بینی ریزش تحصیلی به مداخله بهنگام برای دانش آموزان در معرض خطر کمک می کند. همچنین، ابزارهای تولید محتوا امکان دسترسی برابر به منابع چندرسانه ای و متناسب با سبک های یادگیری مختلف را افزایش می دهند. واقعیت افزوده و مجازی پشتیبانی شده با هوش مصنوعی، محیط های غوطه ور ایجاد می کنند که مهارت های عملی، تفکر انتقادی و همکاری را تقویت می نماید. در ارزشیابی، سامانه های خودکار تصحیح و سنجش تکوینی، فرایند بازخورد را شفاف، پیوسته و مبتنی بر شواهد می سازند؛ بااین حال، سوگیری الگوریتمی و خطاهای تشخیصی نیازمند نظارت انسانی و کالیبراسیون مستمر هستند. از منظر عدالت آموزشی، هوش مصنوعی می تواند شکاف ها را کاهش دهد، اما دسترسی نابرابر به زیرساخت و مهارت های دیجیتال خطر تشدید نابرابری را به همراه دارد. بنابراین، سیاست گذاری مسئولانه باید تضمین کننده حریم خصوصی، امنیت داده، شفافیت مدل ها و قابلیت توضیح باشد. توسعه سواد داده و آگاهی از کار با سامانه های هوشمند برای معلمان و دانش آموزان، شرط لازم بهره برداری ایمن و موثر است. طراحی یادگیری باید با رویکرد انسان محور، هوش مصنوعی را مکمل قضاوت حرفه ای معلم قرار دهد نه جایگزین آن. راهکارهای ترکیبی حضوری-مجازی، انعطاف پذیری و تاب آوری نظام آموزشی را در بحران ها افزایش می دهند. استانداردسازی تبادل داده و قابلیت تعامل پذیری پلتفرم ها بستر هم افزایی بین مدرسه، خانواده و نهادهای سیاست گذار را فراهم می آورد. ارزیابی اثرات یادگیری باید فراتر از نمره، بر پیامدهای عمیق مانند خودنظم دهی، انگیزش درونی و مهارت های قرن ۲۱ تمرکز کند. تربیت معلم آینده نگر، شامل طراحی آموزشی داده محور، اخلاق هوش مصنوعی و مدیریت تغییر است. در سطح محتوا، مدل های زبانی بزرگ می توانند شخصی سازی فرهنگی-زبانی را بهبود دهند و منابع بومی سازی شده تولید کنند. هم زمان، چارچوب های تضمین کیفیت، اصالت علمی و ردیابی منشا محتوا ضروری است. اقتصاد آموزش از طریق بهینه سازی تخصیص منابع، راهبری مبتنی بر داده و سنجش اثربخشی برنامه ها کاراتر می شود. مشارکت صنعت-دانشگاه-مدرسه در توسعه اکوسیستم نوآوری آموزشی حیاتی است. تجربه های آزمایشی باید با آزمایش های کنترل شده و مطالعه های طولی پشتیبانی شوند تا شواهد معتبری برای تصمیم گیری فراهم شود. نهایتا، آینده آموزش در هم زیستی خلاقانه انسان و ماشین رقم می خورد؛ جایی که هوش مصنوعی توان یاددهی را تقویت می کند و پرورش انسان های خلاق، مسئول و انعطاف پذیر را شتاب می بخشد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

مریم جایدریان مفرد

دبستان روح اله قاضی زاده اداره آموزش و پرورش ناحیه ۲ خرم آباد استان لرستان

وحیده جایدریان مفرد

دبستان شهید رجایی ۱اداره آموزش و پرورش شهرستان بروجرد استان لرستان

فاطمه سجادی نیا

دبستان شهید رجایی۱ اداره آموزش و پرورش شهرستان بروجرد استان : لرستان

راضیه قلعه دری

دبستان شهید رجایی۱اداره آموزش و پرورش شهرستان بروجرد استان لرستان