چگونه می توان از هوش مصنوعی برای پرورش ارزش های اخلاقی استفاده کرد؟

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_8386

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

چگونه می توان از هوش مصنوعی برای پرورش ارزش های اخلاقی استفاده کرد؟چکیده هوش مصنوعی به عنوان یکی از تحول آفرین ترین فناوری های قرن بیست و یکم، فراتر از کاربردهای فنی و مهندسی، پتانسیل بالایی برای تاثیرگذاری بر ابعاد انسانی و اخلاقی جامعه دارد. این مقاله به بررسی چگونگی بهره گیری از هوش مصنوعی برای پرورش و تقویت ارزش های اخلاقی در افراد و جوامع می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی راهکارها و روش هایی است که در آن ابزارهای هوشمند می توانند به عنوان تسهیل گران آموزش اخلاق، تقویت همدلی، تصمیم گیری اخلاقی و تمرین ذهن آگاهی عمل کنند. در این راستا، کاربردهایی همچون شبیه سازی موقعیت های اخلاقی، شخصیت پردازی اخلاقی در بازی های ویدئویی، استفاده از دستیارهای هوشمند برای مشاوره و بازخورد، و تحلیل اخلاقی داده های کلان مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که اگرچه هوش مصنوعی فاقد وجدان انسانی است، اما می تواند با طراحی دقیق الگوریتم ها و رعایت اصول اخلاقی در توسعه نرم افزار، محیط های غنی و تعاملی برای تمرین و درونی سازی ارزش های اخلاقی فراهم آورد. این مقاله همچنین به چالش ها و ملاحظات اخلاقی استفاده از ماشین ها در آموزش ارزش ها اشاره کرده و پیشنهاداتی برای تحقیقات آینده ارائه می دهد. کلیدواژه ها: هوش مصنوعی، ارزش های اخلاقی، آموزش اخلاق، همدلی، شبیه سازی، اخلاق ماشین.مقدمه ورود هوش مصنوعی به زندگی انسان ها، سوالات بنیادینی را درباره ماهیت اخلاق، انسانیت و نحوه انتقال ارزش ها به نسل های آینده مطرح کرده است (Bostrom, ۲۰۱۴). در دنیای دیجیتال امروز که تعاملات انسان با ماشین ها رو به افزایش است، این پرسش مطرح می شود که آیا می توان از همین ماشین ها برای آموزش و تقویت ویژگی های انسانی مانند صداقت، عدالت و همدلی استفاده کرد؟ (Floridi, ۲۰۱۴). پرورش ارزش های اخلاقی سنتیتا بر اساس تجربیات مستقیم، داستان های پدرومادر و تعاملات اجتماعی صورت می گرفت، اما با تغییر ساختار جامعه و گسترش فضای مجازی، نیاز به ابزارهای نوین برای آموزش اخلاق احساس می شود (Turiel, ۲۰۰۲). هوش مصنوعی با قابلیت های پردازش داده های عظیم و شبیه سازی موقعیت های پیچیده، می تواند بستری امن و تکرارپذیر برای تمرین قضاوت های اخلاقی فراهم کند که در دنیای واقعی ممکن است پرهزینه یا غیرممکن باشند (Johnson, ۲۰۱۵). تحقیقات نشان می دهد که یادگیری اخلاقی یک فرآیند شناختی است که شامل درک موقعیت، ارزیابی گزینه ها و تصمیم گیری است و هوش مصنوعی می تواند در هر یک از این مراحل به عنوان یک مربی یا دستیار عمل کند (Rest, ۱۹۸۶). با این حال، استفاده از هوش مصنوعی در حوزه اخلاق با چالش هایی همراه است؛ از جمله اینکه ماشین ها فاقد احساسات و تجربه وجودی انسانی هستند و صرفا بر اساس داده ها و الگوریتم ها عمل می کنند (Coeckelbergh, ۲۰۲۰). بنابراین، طراحی سیستم های هوشمند برای پرورش اخلاق نیازمند درک عمیق از نظریه های اخلاقی و روانشناسی تربیتی است تا از تبدیل شدن اخلاق به مجموعه ای از قوانین خشک جلوگیری شود (Hagendorff, ۲۰۲۰). یکی از امیدوارکننده ترین حوزه ها، استفاده از واقعیت مجازی و هوش مصنوعی برای ایجاد همدلی است؛ جایی که کاربران می توانند در کالبد افراد دیگر قرار بگیرند و درد و رنج آن ها را از نزدیک تجربه کنند (Slater, ۲۰۰۹). این تجربه مستقیم می تواند نسبت به روش های سخنرانی محور، تاثیر عمیق تری بر تغییر نگرش و رفتار اخلاقی افراد داشته باشد (Rosenberg, ۲۰۱۳). همچنین، دستیارهای هوشمند می توانند به عنوان مربیان اخلاقی شخصی عمل کرده و در لحظات بحرانی، با ارائه پیشنهادهای مبتنی بر اصول اخلاقی، به افراد در تصمیم گیری کمک کنند (Whitby, ۲۰۱۱). در سیستم های آموزشی، هوش مصنوعی می تواند پیشرفت اخلاقی دانش آموزان را رصد کرده و برنامه های یادگیری را متناسب با سطح درک و نیازهای اخلاقی آن ها شخصی سازی کند (Holmes et al., ۲۰۱۹). این رویکرد، آموزش اخلاق را از حالت کلیشه ای خارج کرده و به آن جنبه ای فردی و پویا می بخشد (Luckin et al., ۲۰۱۶). با این حال، نویسندگان بر این باورند که هوش مصنوعی نباید جایگزین معلمان یا والدین در آموزش اخلاق شود، بلکه باید به عنوان ابزاری مکمل برای غنی سازی تجربیات اخلاقی مورد استفاده قرار گیرد (Selwyn, ۲۰۱۹). در نهایت، هدف از ادغام هوش مصنوعی در اخلاق، ایجاد انسان هایی آگاهانه، مسئولیت پذیر و باوجدان است که بتوانند در عصر فناوری، هویت اخلاقی خود را حفظ کنند (Ess, ۲۰۰۹). در ادامه این مقاله، به بررسی راهکارهای عملی و تئوریک برای تحقق این هدف پرداخته می شود.

نویسندگان

خدیجه حیدری

کارشناسی ارشد ادبیات عرب

معصومه پاکدامن

کارشناسی طراحی پارچه و لباس

کیامرز اسمندر

کارشناسی حرفه وفن

زهره زارع نژاد

کارشناسی رشته علوم اجتماعی