امکان سنجی ادغام ابزارهای هوش مصنوعی مولد (مانند ChatGPT) در فرآیند تدریس و یادگیری در ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PSHR-2-2_126

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

پیشرفت های چشمگیر در حوزه هوش مصنوعی مولد، به ویژه ابزارهایی نظیر ChatGPT، افق های جدیدی در تحول فرآیندهای آموزشی گشوده است. این فناوری ها با قابلیت تولید محتوای پویا، شخصی سازی مسیر یادگیری و ارائه بازخوردهای آنی، امکان تقویت یادگیری انفرادی، افزایش انگیزش دانش آموزان و دانشجویان و ارتقای کارایی معلمان را فراهم می آورند. با این حال، در بستر نظام آموزشی ایران، موانع متعددی از جمله محدودیت های زیرساختی، نگرانی های اخلاقی مرتبط با اصالت آثار تحصیلی، نابرابری در دسترسی به فناوری و کمبود آمادگی حرفه ای معلمان، ادغام موثر این ابزارها را با چالش مواجه ساخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی امکان سنجی عملی و علمی ادغام ابزارهای هوش مصنوعی مولد در فرآیند تدریس و یادگیری در ایران طراحی و اجرا شده است.این مطالعه از نوع توصیفی-پیمایشی با رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) است. جامعه آماری شامل معلمان و دانشجویان دانشگاه های دولتی سراسر کشور بود و نمونه ای به حجم ۲۵۰ نفر (۱۵۰ معلم و ۱۰۰ دانشجو) از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب گردید. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته با ۳۵ گویه بر پایه مقیاس لیکرت پنج درجه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از کارشناسان حوزه آموزش بود. روایی ابزارها از طریق بررسی صوری و محتوایی توسط گروهی از متخصصان تایید شد و پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ ۰.۸۸ به دست آمد. تحلیل داده های کمی با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون t مستقل و تحلیل واریانس یک راهه) و تحلیل داده های کیفی به روش تماتیک انجام پذیرفت.یافته های پژوهش حاکی از نگرش کلی مثبت به امکان ادغام این ابزارها است (میانگین ۴.۱۲ از ۵). فرصت های اصلی شناسایی شده شامل شخصی سازی یادگیری و افزایش انگیزش (میانگین بالای ۴) و چالش های عمده شامل محدودیت های زیرساختی (میانگین ۲.۸۵) و مسائل اخلاقی (میانگین ۳.۱۰) بود. همچنین تفاوت معناداری در نگرش معلمان و دانشجویان مشاهده شد (p < ۰.۰۵). نتایج کلی نشان می دهد که ادغام ابزارهای هوش مصنوعی مولد در نظام آموزشی ایران امکان پذیر است، مشروط بر تدوین سیاست های ملی جامع، سرمایه گذاری در آموزش معلمان و تقویت زیرساخت های دیجیتال. پیامدهای این پژوهش می تواند مبنایی برای طراحی راهبردهای آموزشی نوین، حفظ اصالت تحصیلی و تحقق عدالت آموزشی در عصر دیجیتال فراهم آورد.

نویسندگان

معصومه شجاعی

لیسانس زبان وادبیات انگلیسی

حسین طاهری نیک

لیسانس اموزش ابتدایی

فیروزه سوزنده

کارشناسی ارشد مهندسی کشاورزی گرایش فیزیولوژی و اصلاح درختان میوه

ابراهیم زارع پور

لیسانس علوم اجتماعی