سواد دیجیتال به عنوان پایه ای اساسی در دوره ابتدایی: چرا و چگونه؟

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 1

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HCWNT02_4571

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در عصر انفجار اطلاعات و گسترش بی سابقه رسانه های دیجیتال، دانش آموزان بیش از هر زمان دیگری در معرض پیام های رسانه ای متنوع، متکثر و گاه متناقض قرار دارند. این وضعیت، ضرورت تقویت مهارت تفکر انتقادی را به عنوان یکی از مهم ترین شایستگی های قرن بیست ویکم برجسته می سازد. تفکر انتقادی به دانش آموزان کمک می کند تا پیام های رسانه ای را به صورت آگاهانه تحلیل کرده، اعتبار منابع را ارزیابی نموده و از پذیرش منفعلانه اطلاعات پرهیز کنند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش آموزش تفکر انتقادی از طریق تحلیل محتوای رسانه ای در نظام آموزشی انجام شده است.روش پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسنادی و مرور نظام مند ادبیات پژوهش است. در این راستا، نظریه های مرتبط با تفکر انتقادی، سواد رسانه ای و یادگیری شناختی بررسی و تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که تحلیل محتوای رسانه ای، از طریق تقویت مهارت هایی مانند پرسشگری، استدلال منطقی، تشخیص سوگیری، ارزیابی شواهد و تفسیر انتقادی پیام ها، نقش موثری در پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان ایفا می کند. همچنین نتایج حاکی از آن است که ادغام آموزش سواد رسانه ای با برنامه های درسی رسمی، می تواند به افزایش آگاهی شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی دانش آموزان منجر شود.بحث و بررسی یافته ها نشان می دهد که آموزش تفکر انتقادی از طریق رسانه ها، نه تنها یک ضرورت آموزشی، بلکه پاسخی راهبردی به چالش های فرهنگی و اجتماعی عصر دیجیتال است. در پایان، بر لزوم بازنگری در برنامه های درسی، توانمندسازی معلمان و طراحی الگوهای آموزشی مبتنی بر تحلیل محتوای رسانه ای تاکید می شود تا زمینه پرورش شهروندانی آگاه، نقاد و مسئول فراهم گردد.

نویسندگان

کبری داودی زاد

لیسانس علوم تربیتی-آموزگار-خوزستان

محمد نوروزی

کارشناس ارشد علوم تربیتی-آموزگار-خوزستان