چگونگی استفاده از ابزارهای دورریختنی و بازیافتی در خلق آثار هنری (آموزش هنرو محیطزیست)
محل انتشار: دومین همایش ملی علوم انسانی با رویکرد نوین و اولین همایش بین المللی پژوهشی فرهنگیان نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HCWNT02_4281
تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404
چکیده مقاله:
افزایش روزافزون پسماند و بحران های محیط زیستی، ضرورت بازنگری در الگوهای مصرف و نگرش به مواد دورریختنی را به یک imperative آموزشی تبدیل کرده است. هنر به عنوان زبان قدرتمند بیان و آگاهی بخشی، می تواند پلی میان دغدغه های محیط زیستی و آموزش خلاق برقرار کند. این مقاله با هدف تبیین چگونگی به کارگیری ابزارها و مواد دورریختنی و بازیافتی در خلق آثار هنری و بررسی ابعاد آموزشی-ترویجی آن نگاشته شده است. پرسش محوری آن است که چگونه فرآیند تبدیل ضایعات به اثر هنری می تواند به عنوان یک راهبرد موثر برای آموزش مفاهیم محیط زیستی، پرورش خلاقیت و تقویت نگرش مصرف مسئولانه در مخاطبان (به ویژه دانش آموزان) عمل کند.روش تحقیق حاضر، مروری تحلیلی-توصیفی است که با مطالعه اسناد، مقالات و نمونه های موفق هنری بین المللی و داخلی در حیطه «هنر بازیافتی» یا «آرت روی سیکلد» انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که استفاده از مواد دورریختنی در خلق آثار هنری، دست کم در سه سطح اثرگذار است: ۱) سطح زیستمحیطی: با ارائه بازنمایی عینی از حجم پسماند و القای ارزش نهفته در آن، به افزایش حساسیت، تغییر نگرش و ترویج فرهنگ کاهش مصرف، استفاده مجدد و بازیافت می پردازد. ۲) سطح هنری-خلاقیتی: با ایجاد محدودیت و چالش در انتخاب مواد، تفکر واگرا، مهارت حل مسئله و نگاه زیباییشناسانه نوین را پرورش می دهد و هنرمند/دانش آموز را به تجربه گری با بافت، فرم و رنگ های غیرمتعارف وا می دارد. ۳) سطح آموزشی: این فرآیند، یادگیری مبتنی بر پروژه و تجربه عینی را محقق می سازد و مفاهیم انتزاعی محیط زیست را ملموس و عملیاتی می کند.نتیجه گیری کلی مقاله حاکی از آن است که ادغام آموزش هنر با آموزش محیط زیست از طریق محوریت بخشیدن به مواد بازیافتی، یک راهبرد جامع نگر و تاثیرگذار است. این رویکرد نه تنها به خلق آثاری با پیام اجتماعی و زیستمحیطی می انجامد، بلکه می تواند در قالب کارگاه های آموزشی در مدارس، کمپین های اجتماعی و برنامه های فرهنگی، ابزاری قدرتمند برای توانمندسازی نسل نو در مواجهه خلاقانه با چالش پسماند باشد. مقاله در پایان بر لزوم گنجاندن این رویکرد در سرفصل های درسی هنر و علوم تربیتی، توانمندسازی معلمان و ایجاد بانک ایده و نمونه های عملی برای تسهیل به کارگیری آن تاکید می کند.
کلیدواژه ها:
هنر بازیافتی (Recycled Art) ، آموزش هنر ، آموزش محیط زیست ، توسعه پایدار ، خلاقیت ، مصرف مسئولانه ، پسماند.
نویسندگان
علیرضا خانی سامیان
کارشناسی هنرهای تجسمی