استفاده از نمادها و ایهام های عرفانی در غزلیات

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 85

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFOSTTPA03_3037

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

شعر غزل در ادبیات کلاسیک ایران، فراتر از یک بیان زیبایی شناسانه، بازتابی عمیق از اندیشه های عرفانی و حکمت الهی است. در این میان، نمادپردازی و ایهام به عنوان دو اصل بنیادین، نقشی کلیدی در انتقال مفاهیم معنوی و غیرقابل بیان با زبان عادی ایفا می کنند. این پژوهش با هدف واکاوی کارکرد نمادها و ایهام های عرفانی در غزلیات شاعران برجسته ای همچون حافظ و مولانا تدوین شده است تا نشان دهد چگونه این ابزارهای ادبی، لایه های پنهان معنا را آشکار می سازند. نمادپردازی در شعر عرفانی ایرانی، زبانی است استعاری که در آن مفاهیم انتزاعی عرفان، به تصاویر ملموس و عینی تبدیل می شوند. در این نظام فکری، «می» نماد معرفت و شهد جاودانه، «کنه» یا «مغ» نشان دهنده اسرار باطنی، و «رخ» یا «صورت» تجلیگاه جمال حق تعالی است. همچنین، مفاهیمی چون «عشق» و «شور» نماد حرکت رو به سوی کمال و وصل، و «زهد و ریا» نمادهای بازدارنده در مسیر سلوک معنوی محسوب می شوند. این نمادها به شاعر اجازه می دهند تا تجربیات عرفانی خود را که فراتر از عقل است، در قالب اشعار عاشقانه و حماسی بیان کند. از سوی دیگر، ایهام و ابهام آگاهانه، فضایی چندلایه ایجاد می کند که مخاطب را از ظاهر کلمات به باطن معنا هدایت می کند. شاعران عارف با بهره گیری از ایهام، کلام خود را در دو سطح ظاهری (عشق بشری) و باطنی (عشق الهی) قابل تاویل می سازند. این ویژگی باعث می شود تا غزل، همزمان با داشتن ظاهری دلنشین و موسیقایی، عمقی فلسفی و عرفانی نیز داشته باشد و هر مخاطبی متناسب با ظرفیت وجودی خود، پیامی از آن دریافت کند. در نهایت، می توان نتیجه گرفت که تلفیق هوشمندانه نماد و ایهام در غزلیات، نه تنها زیبایی شناسی شعر فارسی را ارتقا داده، بلکه بستری را فراهم آورده تا حقایق عرفانی در قالبی هنرمندانه و ماندگار به نسل های مختلف منتقل شود. این پدیده نشان دهنده بلوغ فکری و هنری شاعران ایرانی در استفاده از زبان به عنوان ابزاری برای ترسیم دنیای معنوی است.

نویسندگان

مهری بیرانوند

نویسنده اول