آسیب شناسی آموزش همگانی از منظر نظریه پسامدرنیسم در بافت مدارس ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_8127

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

نظام آموزش همگانی در ایران، همچون بسیاری از نهادهای اجتماعی، در تقاطع حساسی از تحولات نظری و اجتماعی قرار دارد و با چالش هایی مواجه است که نگاه های سنتی و مدرن را برای پاسخ گویی ناکارآمد کرده است. این پژوهش با هدف آسیب شناسی آموزش همگانی از منظر نظریه پسامدرنیسم و با تمرکز بر بافت مدارس ایران انجام شد تا با استفاده از لنزی نقدکننده، شکاف های موجود در ساختارهای آموزشی را آشکار سازد. رویکرد پسامدرنیسم با نقد بنیادین «کل نگری ها» (Grand Narratives)، تاکید بر «تنوع» و «تفاوت»، شکاکیت نسبت به حقیقت های مسلم و تحلیل روابط «قدرت» و «دانش»، چارچوبی منحصر به فرد برای نقد ساختارهای آموزشی سنتی و مدرن فراهم می کند. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت کیفی-تفسیری است که به دنبال درک عمیق پدیده ها از دیدگاه فعالان نظام آموزشی است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان و مدیران مدارس متوسطه شهر تبریز بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، ۲۰ نفر از آن ها که دارای تجربه غنی و نقد اجتماعی بالایی بودند، انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری شد و با استفاده از روش تحلیل مضمون در چند مرحله کدگذاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش منجر به شناسایی ۵ مضمون اصلی و ۱۴ مضمون فرعی شامل: «تسلط کل نگری های رسمی بر صداهای حاشیه ای»، «دانش به مثابه ابزار قدرت و انضباط»، «نادیده گرفتن تفاوت های فردی و قومیتی»، «پوچ شدن حقیقت در عصر اطلاعات دیجیتال» و «مقاومت های پنهان دانش آموزان» شد. نتایج نشان داد که نظام آموزشی ایران با تکیه بر ساختارهای مدرن و یکسان سازی، با تنوع های فرهنگی، زبانی و هویتی دانش آموزان، به ویژه در بافت چندفرهنگی شهر تبریز، در تعارض جدی است. این نظام با ابزارهایی مانند کنترل شدید، ارزشیابی کمی و برنامه درسی متمرکز، مانع از ظهور خلاقیت، تفکر نقاد و هویت مستقل دانش آموزان می شود. پیشنهاد می شود که نظام آموزشی با پذیرش اصولی مانند چندصدایی، نسبیت گرایی آموزشی و غیرمتمرکزسازی، به سمت مدارسی حرکت کند که در آن تفاوت های فردی و قومیتی نه به عنوان مشکل و تهدید، بلکه به عنوان فرصتی برای یادگیری تعاملی و غنی سازی محیط آموزشی دیده شوند.

نویسندگان

لعیا همراهی دیزج

لیسانس حسابداری

ام البنین ستاری ورزقان

لیسانس علوم تربیتی مدیریت برنامه ریزی آموزشی