سیستم های خودتنظیمی و هدایت مسیر یادگیری فردی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_8079
تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در راستای تحقق آموزش شخصی شده و موثر، پارادایم نوینی در حال ظهور است که بر نقش محوری سیستم های خودتنظیمی در هدایت مسیر یادگیری فردی تاکید می ورزد. این مقاله به بررسی همگرایی این دو مفهوم کلیدی و تبیین چارچوبی یکپارچه می پردازد که در آن، فناوری های هوشمند نه به عنوان جایگزین، بلکه به عنوان تسهیل گر و تقویت کننده ظرفیت ذاتی یادگیرنده برای خودتنظیمی عمل می کنند. سیستم های خودتنظیمی در اینجا به اکوسیستم های آموزشی فناورانه ای اشاره دارند که از ترکیب مولفه های سخت افزاری، نرم افزاری و محیط های یادگیری تشکیل شده و قادرند با جمع آوری، پردازش و تفسیر داده های چندوجهی از تعامل یادگیرنده (شامل داده های عملکردی، رفتاری، فیزیولوژیکی و زمینه ای)، بازخوردی پیوسته و هوشمند ارائه دهند. این سیستم ها با الهام از نظریه های روان شناختی خودتنظیمی، به سه مولفه اصلی فراشناخت، انگیزش و راهبردهای رفتاری مجهز می شوند. از سوی دیگر، هدایت مسیر یادگیری فردی فرآیندی پویا و غیرخطی است که در آن، محتوا، ترتیب، سرعت و روش های ارزیابی بر اساس پروفایل منحصربه فرد شناختی، عاطفی و پیشرفت هر یادگیرنده، به طور مستمر تطبیق و بهینه می شود. ادغام این دو، منجر به ظهور محیط های یادگیری خودتنظیم شونده تطبیقی می گردد. در این محیط ها، سیستم با رصد نشانه هایی مانند میزان تلاش، پایداری در مواجهه با چالش، دقت خودارزیابی و تنظیم اهداف، نقش یک مربی فراشناختی هوشمند را ایفا می کند. این مربی دیجیتال می تواند با ارائه پیشنهادهای هدف گذاری، یادآوری راهبردهای مناسب در لحظه نیاز، تجسم پیشرفت در قالب نقشه های مسیر تعاملی، و حتی تنظیم سطح دشواری تکلیف، به یادگیرنده در درک بهتر فرآیندهای فکری خود و اتخاذ تصمیمات آگاهانه تر برای هدایت مسیر یادگیری اش یاری رساند. مقاله با روش مروری تحلیلی، مدل های نظری، معماری فنی و شواهد تجربی مرتبط با این سیستم های یکپارچه را بررسی کرده و مزایای آن را در افزایش عمق یادگیری، تقویت انگیزه درونی، پرورش تاب آوری تحصیلی و نهایتا توانمندسازی یادگیرنده برای تبدیل شدن به عاملی مستقل و خودهدایت گر در فرآیند مادام العمر یادگیری برمی شمارد. همچنین چالش های مهم طراحی، از جمله حفظ تعادل بین راهبری سیستم و استقلال یادگیرنده، اطمینان از شفافیت و قابلیت اعتماد سیستم، و ملاحظات اخلاقی پیرامون جمع آوری داده های حساس مورد بحث قرار می گیرد. این پژوهش نتیجه می گیرد که آینده آموزش در گرو ایجاد چنین محیط های یادگیری هوشمند و پاسخگوست که در آن، فناوری در خدمت شکوفایی ظرفیت خودرهبری شناختی و عاطفی انسان قرار می گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم طبری
کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی استان گلستان شهرستان آق قلا