چالش ها و موانع پیشرفت در کانون های فرهنگی و تربیتی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_7648
تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404
چکیده مقاله:
کانون های فرهنگی و تربیتی به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای غیردولتی و مردمی در توسعه فرهنگی، اجتماعی و آموزشی جامعه نقش موثری دارند. این مراکز به دنبال تربیت نسل خلاق، باانگیزه و مسئولیت پذیر هستند و در ایجاد پیوند میان آموزش رسمی و پرورش غیررسمی سهم بسزایی دارند. با این حال، مسیر رشد و پیشرفت آن ها با مجموعه ای از چالش ها و موانع ساختاری، مدیریتی، فرهنگی و اقتصادی مواجه است که مانع تحقق کامل اهداف آن ها می شود.یکی از موانع اصلی، کمبود منابع مالی و تجهیزات مناسب است. بسیاری از کانون ها از بودجه کافی برخوردار نیستند و توانایی جذب سرمایه گذاری یا حمایت بخش خصوصی را ندارند. این مسئله موجب می شود فعالیت های فرهنگی و تربیتی آن ها در سطحی محدود باقی بماند و نتوانند برنامه های خلاقانه و اثرگذار را اجرایی کنند. همچنین فرسودگی امکانات فیزیکی، نبود فضای استاندارد آموزشی و کمبود نیروی انسانی متخصص از دیگر مشکلات زیرساختی این مراکز به شمار می آید.در بعد مدیریتی، ضعف در برنامه ریزی و سیاست گذاری کلان فرهنگی، نبود هماهنگی میان نهادهای متولی و گاهی تغییرات پی درپی مدیران، موجب عدم ثبات در مسیر توسعه این مراکز شده است. در بسیاری از موارد، فعالیت های کانون ها بدون نیازسنجی دقیق و با نگاه شعاری یا مقطعی انجام می گیرد که مانع از پویایی و اثرگذاری بلندمدت می شود. همچنین عدم آموزش کافی مدیران و مربیان در زمینه شیوه های نوین تربیتی و مدیریتی، باعث می شود ارتباط موثری با نسل جدید و نیازهای فرهنگی آنان برقرار نشود.در حوزه فرهنگی، تغییر الگوهای رفتاری نسل جوان و گسترش فضای مجازی چالش بزرگی برای کانون های فرهنگی است. رقابت با جذابیت های رسانه ای و سرگرمی های دیجیتال در حالی صورت می گیرد که بسیاری از کانون ها هنوز از روش های سنتی و غیرجذاب برای جذب مخاطب استفاده می کنند. عدم شناخت کافی از فرهنگ بومی، نیازهای محلی و تفاوت های نسلی نیز موجب می شود برنامه های فرهنگی کارایی لازم را نداشته باشند.از سوی دیگر، ضعف در تعامل و همکاری بین نهادهای فرهنگی و آموزشی، یکی از موانع مهم توسعه این مراکز است. بسیاری از کانون ها ارتباط موثری با مدارس، دانشگاه ها و سایر مراکز فرهنگی ندارند و فرصت های هم افزایی فکری و اجرایی از بین می رود. همچنین نبود شبکه سازی موثر میان فعالان فرهنگی سبب می شود تجربیات موفق به مناطق دیگر منتقل نشود.در نهایت، نبود ارزیابی مستمر و نظام مند برای سنجش اثربخشی برنامه ها و فعالیت ها، موجب می شود نقاط قوت و ضعف کانون ها به درستی شناسایی نشود و اصلاح عملکرد در طول زمان صورت نگیرد. اگرچه اراده و انگیزه در میان فعالان فرهنگی وجود دارد، اما نبود یک نظام حمایتی و مدیریتی کارآمد، مسیر رشد و پایداری کانون های فرهنگی و تربیتی را دشوار ساخته است.در مجموع، می توان گفت تحقق پیشرفت در کانون های فرهنگی و تربیتی نیازمند مجموعه ای از اصلاحات بنیادی در حوزه برنامه ریزی، مدیریت منابع، تقویت زیرساخت ها، ارتقای مهارت های نیروی انسانی و افزایش مشارکت مردمی است. تنها با یک رویکرد علمی، های نیروی انسانی و افزایش مشارکت مردمی است. تنها با یک رویکرد علمی، مشارکتی آینده نگر می توان ظرفیت های این مراکز را برای نقش آفرینی موثر در توسعه فرهنگی و اجتماعی کشور فعال ساخت
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا مرادی
کارشناسی
رقیه هاشمی
کارشناسی