معلم و مدیریت تفاوت های فردی در کلاس های ناهمگون

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_4353

تاریخ نمایه سازی: 11 بهمن 1404

چکیده مقاله:

آموزش و پرورش نوین، با فاصله گرفتن از رویکردهای یکسان ساز و متمرکز بر محتوا، به طور فزاینده ای بر اهمیت توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان در فرایند یاددهی-یادگیری تاکید می ورزد. کلاس های درس امروزی، به ویژه در نظام های آموزشی پویا، به ندرت یک گروه یکدست از نظر توانمندی های شناختی، سبک های یادگیری، پیشینه فرهنگی، سطح انگیزه و ویژگی های عاطفی هستند؛ این ناهمگونی ذاتی، اگرچه منبع غنی برای تعاملات اجتماعی و یادگیری مشارکتی محسوب می شود، اما چالش های پیچیده ای را نیز پیش روی معلمان قرار می دهد. مدیریت موثر این تفاوت ها نه تنها یک ضرورت اخلاقی و تربیتی است، بلکه کلید اصلی برای دستیابی به عدالت آموزشی و حداکثرسازی پتانسیل یادگیری هر دانش آموز است.این پژوهش با هدف ارائه یک چارچوب تحلیلی-کاربردی برای معلمان و متخصصان آموزش طراحی شده است تا ابعاد مختلف تفاوت های فردی را شناسایی کرده و راهکارهای مدیریتی مبتنی بر شواهد را برای بهره گیری از این تنوع در محیط کلاس ناهمگون ارائه دهد. بخش اول این مقاله به تشریح مبانی نظری تفاوت های فردی می پردازد و نشان می دهد که چگونه مفاهیمی نظیر هوش های چندگانه گاردنر، سبک های یادگیری (مانند مدل کولب و فیلد)، و تفاوت های نوروسایکولوژیک (مانند توجه و حافظه فعال) بر عملکرد تحصیلی تاثیر می گذارند. تحلیل نشان می دهد که نادیده گرفتن این تفاوت ها منجر به ایجاد شکاف های عملکردی و احساس ناکامی در بخش قابل توجهی از دانش آموزان خواهد شد.بخش های میانی مقاله به تبیین راهبردهای مدیریتی اختصاص دارد که شامل رویکردهای کلان و جزئی می شود. در سطح کلان، بر ضرورت اتخاذ فلسفه آموزش متمایز (Differentiated Instruction) به عنوان یک پارادایم اصلی تاکید می شود. این رویکرد، که بر اساس کاربری هماهنگ کردن محتوا، فرایند، محصول و محیط یادگیری بر اساس نیازهای دانش آموزان تعریف می شود، هسته اصلی مدیریت کلاس های ناهمگون است. تحلیل نشان می دهد که اجرای موفق آموزش متمایز نیازمند انعطاف پذیری در طراحی واحد یادگیری، استفاده از سنجش تکوینی مستمر و بازخورد هدفمند است.یکی از جنبه های حیاتی که اغلب نادیده گرفته می شود، تفاوت های عاطفی و فرهنگی است. مدیریت موفق تفاوت های فردی مستلزم درک این نکته است که یادگیری یک فرایند صرفا شناختی نیست، بلکه شدیدا تحت تاثیر امنیت عاطفی، خودکارآمدی ادراک شده و تعلق فرهنگی دانش آموز قرار دارد. معلم باید نقشی فراتر از انتقال دهنده دانش ایفا کند و به تسهیل کننده محیطی امن، پذیرا و فراگیر تبدیل شود که در آن تفاوت های فرهنگی به عنوان منابع غنی آموزشی تلقی شوند، نه موانع. این امر نیازمند توسعه سواد فرهنگی (Cultural Competence) در میان معلمان است.در نهایت، مقاله به نقش تحول آفرین معلم در این فرآیند می پردازد. معلم موفق در کلاس ناهمگون، یک پژوهشگر دائمی است که داده های مربوط به هر دانش آموز را جمع آوری کرده و به طور انعطاف پذیر استراتژی های تدریس خود را تنظیم می کند. این مدیریت فعال مستلزم مهارت های قوی در مدیریت زمان، سازماندهی منابع و ایجاد ساختارهای مشارکتی مانند گروه بندی های انعطاف پذیر است. جمع بندی نهایی نشان می دهد که حرکت به سمت کلاس های یادگیری شخصی سازی شده، مستلزم تعهد سیستمی، توسعه حرفه ای مداوم و بازتعریف مفهوم "موفقیت" در آموزش است؛ موفقیتی که دیگر نه در میانگین کلاس، بلکه در شکوفایی منحصر به فرد هر فرد تعریف می شود.

نویسندگان

جواد محمدیانی

ارشد روانشناسی بالینی

رضا حقیقی شاندیز

لیسانس آموزش حرفه و فن

حسن اسماعیلی پایهان

لیسانس حوزوی فقه و حقوق

یونس اسماعیلی پایهان

یونس اسماعیلی پایهان