یادگیری بدون مقایسه؛ رویکردی نو در عمل معلمی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_3869
تاریخ نمایه سازی: 10 بهمن 1404
چکیده مقاله:
نظام های آموزشی معاصر، اغلب بر پایه ی یک پارادایم غالب و دیرپا استوارند که مقایسه میان دانش آموزان را سنگ بنای سنجش پیشرفت و انگیزش در نظر می گیرد. این رویکرد که ریشه در نیازهای سیستمی و گاه فرهنگی دارد، در عمل منجر به شکل گیری محیط هایی شده که در آن، ارزش گذاری بر موفقیت فردی به شدت وابسته به عملکرد نسبی او در قیاس با همسالان است. این وابستگی، اگرچه ظاهرا می تواند عاملی انگیزشی تلقی شود، اما در سطوح عمیق تر، آسیب های جدی بر ساختار روان شناختی دانش آموزان، از جمله شکل گیری اضطراب عملکرد، کاهش عزت نفس، و توقف یادگیری عمیق وارد می سازد. مسئله محوری این پژوهش-تحلیل، بررسی مضرات ذاتی رویکرد مقایسه محور و ارائه یک چارچوب نظری جایگزین، یعنی «یادگیری بدون مقایسه» (Comparison-Free Learning) است. هدف اصلی، تبیین ضرورت گذار از مدل های سنتی سنجش و انگیزش مبتنی بر قیاس، به سمت مدل هایی است که بر رشد فردی، درونی سازی اهداف، و ارزشیابی تکوینی متمرکز هستند. روش تحقیق در این مقاله، روشی تحلیلی-توصیفی مبتنی بر مطالعه ی تطبیقی نظریه های یادگیری و روان شناسی تربیتی است که بر محوریت نظریه های یادگیری اجتماعی-شناختی (Social Cognitive Theory) بندورا و نظریه خودتعیین گری دسی و رایان (Self-Determination Theory) بنا شده است. نتایج نظری حاصل از این تحلیل نشان می دهد که مقایسه، عاملی مخرب در توسعه «خودکارآمدی» (Self-Efficacy) و «جهت گیری هدف» (Goal Orientation) است. دانش آموزانی که در محیط های مقایسه محور قرار دارند، بیشتر مستعد دستیابی به اهداف عملکردی (Performance Goals) هستند تا اهداف یادگیری (Learning Goals). این امر موجب می شود که تلاش آن ها بیشتر معطوف به «به نظر خوب رسیدن» به جای «بهتر شدن» باشد. در مقابل، رویکرد یادگیری بدون مقایسه، با تمرکز بر سنجش پیشرفت فرد نسبت به وضعیت پیشین خود (Progress Monitoring)، تقویت استقلال عمل، و بازخوردهای سازنده و فردمحور، زمینه ساز ایجاد انگیزش درونی و افزایش تعهد به فرآیند یادگیری می شود. این مقاله استدلال می کند که معلم نقش محوری در این تحول ایفا می کند؛ او باید از مقام قاضی و مقایسه گر، به مقام مربی و تسهیل گر رشد تبدیل شود. چارچوب پیشنهادی، بر پایه ی ارزشیابی توصیفی و استفاده از بازخورد انگیزش بخش (Motivational Feedback) بنا شده است که هدف آن، ایجاد یک محیط امن روانی است که در آن، خطا به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری تلقی شده و تلاش فرد، فارغ از نتایج نسبی، مورد احترام قرار گیرد. نتیجه گیری مقاله، بر این اصل تاکید دارد که آموزش موثر و پایدار، تنها از طریق بازتعریف موفقیت به عنوان پیشرفت فردی و نه پیروزی بر دیگری میسر خواهد شد.
کلیدواژه ها:
یادگیری بدون مقایسه ، روان شناسی تربیتی ، ارزشیابی توصیفی ، انگیزش درونی ، عزت نفس دانش آموزی ، بازخورد فردمحور ، خودکارآمدی
نویسندگان
الهام فدائی ده چشمه
آموزگار ابتدایی