کودک، یادگیری و دنیای پرهیجان امروز
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_3771
تاریخ نمایه سازی: 10 بهمن 1404
چکیده مقاله:
دوران کودکی، به مثابه سنگ بنای شکل گیری هویت، ظرفیت های شناختی و مهارت های اجتماعی فرد در آینده، همواره مورد توجه کانون های پژوهشی تعلیم و تربیت بوده است. با این حال، ورود به قرن بیست ویکم و تسریع سرسام آور پیشرفت های فناورانه، ویژگی های بنیادین این دوران را دستخوش تحولات عمیق ساخته است. دنیای معاصر، جهانی است که در آن، حجم اطلاعات، سرعت تعاملات، و پیچیدگی محیط های اجتماعی به طور فزاینده ای افزایش یافته است؛ عاملی که منجر به خلق «دنیای پرهیجان» برای کودک امروز شده است. این مقاله پژوهشی با هدف بررسی این تعامل پیچیده میان ماهیت رشد کودک، فرآیندهای یادگیری، و مقتضیات دنیای هیجان انگیز اما چالش برانگیز کنونی، به تحلیل انتقادی ابعاد مختلف این رابطه می پردازد.کودک امروزی، که غالبا با محرک های چندرسانه ای (Multimodal) و تعاملات دیجیتالی زودرس مواجه است، دارای ساختار شناختی متفاوتی نسبت به نسل های پیشین است. اگرچه این مواجهه می تواند دسترسی به منابع آموزشی بی پایانی را فراهم آورد، اما چالش هایی نظیر کاهش دامنه توجه (Attention Span)، ظهور پدیده های حواس پرتی دائمی، و نیاز به پردازش سریع اطلاعات بدون عمق کافی را نیز به دنبال داشته است. از منظر عاطفی، نیاز به تنظیم هیجانی (Emotional Regulation) در محیط هایی که بازخوردهای آنی و شدیدا وابسته به تایید اجتماعی (Social Validation) است، دشوارتر شده است.یادگیری در این بستر، دیگر صرفا انتقال دانش نیست؛ بلکه فرآیندی پویا است که مستلزم درگیری فعالانه، ساخت دانش بر پایه تجارب زیسته، و توانایی تفکر انتقادی است. نقش هیجان، که از منظر عصب روان شناسی یادگیری، محرک اصلی تثبیت حافظه و تعمیق یادگیری تلقی می شود، در مواجهه با منابع سرگرمی های سریع الانتقال، نیازمند بازنگری است. بازی، به عنوان اصلی ترین بستر یادگیری طبیعی کودک، اکنون در رقابت با بازی های دیجیتال با پیچیدگی های متفاوت قرار دارد که نیازمند تفکیک میان بازی های سازنده و صرفا مصرفی است.فناوری های دیجیتال، به ویژه رسانه های اجتماعی و واقعیت های مجازی، مرزهای میان فضای واقعی و مجازی را برای کودکان محو کرده اند. این محیط ها، گرچه امکان توسعه مهارت های حل مسئله چندوجهی و خلاقیت دیجیتال را فراهم می آورند، اما خطراتی نظیر اعتیاد به صفحه نمایش، تهدید حریم خصوصی، و مواجهه با محتوای نامناسب را نیز در پی دارند. بنابراین، نقش هدایت گرانه خانواده و معلم در این میان حیاتی است. متخصصان تعلیم و تربیت باید از رویکردهای سنتی فاصله گرفته و به سمت تسهیل گری (Facilitation) و مربیگری دیجیتال (Digital Mentoring) حرکت کنند تا کودکان بتوانند سواد رسانه ای و تفکر انتقادی لازم برای ناوبری در این اقیانوس اطلاعات را کسب نمایند.در نهایت، شکل گیری محیط های یادگیری نوین، مستلزم بازتعریف فضاها و روش های آموزشی است. محیط هایی که بر پروژه محوری، یادگیری مشارکتی، و توسعه مهارت های کلیدی قرن بیست ویکم (نظیر خلاقیت، همکاری، ارتباطات و تفکر انتقادی) تمرکز دارند، می توانند پاسخی سازنده به نیازهای کودک امروز باشند. این پژوهش با بررسی متون علمی و چارچوب های نظری مرتبط، به دنبال ارائه مدلی جامع برای درک و حمایت از فرآیند یادگیری کودک در مواجهه با پیچیدگی های دنیای پرهیجان معاصر است، با تاکید بر اهمیت حفظ سلامت روان شناختی و عمق یادگیری در کنار بهره برداری هوشمندانه از فرصت های نوظهور.
کلیدواژه ها:
کودک امروز ، یادگیری عمیق ، دنیای پرهیجان ، فناوری های دیجیتال ، تنظیم هیجانی ، مهارت های قرن بیست ویکم ، مربیگری دیجیتال
نویسندگان
ندا رضایی
کارشناس ابتدایی
محمد شکر بیگی
کارشناسی ارشد روانشناسی
روح انگیز شادی
کارشناس ارشد ابتدایی
مهری نوروزی
کارشناسی ابتدایی