نقش مدرسه خلاق در پرورش مهارت های زندگی و هوش هیجانی کودکان دبستانی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_6911

تاریخ نمایه سازی: 10 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در دنیای پرشتاب و متحول امروز، مدرسه دیگر صرفا مکانی برای انتقال محفوظات و دانش نظری نیست، بلکه نهادی زنده و پویا به شمار می آید که می تواند بستر رشد همه جانبه کودکان را فراهم سازد. مفهوم «مدرسه خلاق» به عنوان رویکردی نوین در نظام آموزشی، بر آن است تا از طریق فضاهای یادگیری پویا، تجربیات واقعی و روش های آموزشی نو، به پرورش انسان هایی اندیشمند، پرسشگر، و دارای مهارت های زندگی و هوش هیجانی بالا بپردازد. در سال های ابتدایی تحصیلی، کودکان نیازمند محیطی هستند که نه تنها رشد تحصیلی آنان را، بلکه امکان رشد اجتماعی، هیجانی، اخلاقی و خلاقیت فکری را نیز تقویت کند. مدرسه خلاق با تکیه بر اصولی چون مشارکت فعال دانش آموز در فرایند یادگیری، یادگیری مبتنی بر تجربه، احترام به تفاوت های فردی و فرصت دادن به ابراز احساسات و تفکر آزاد، نقش بنیادی در شکل دهی شخصیت و ذهنیت کودکان ایفا می کند. در این نوع مدرسه، معلم دیگر تنها انتقال دهنده اطلاعات نیست، بلکه تسهیل گر فرآیندهای یادگیری و رشد هیجانی محسوب می شود. کودکان در کلاس های درس خلاق از طریق فعالیت های گروهی، بازی های آموزشی، نقش آفرینی، گفتگو و حل مسئله، فرصت می یابند تا مهارت های زندگی همچون مسئولیت پذیری، ارتباط موثر، همدلی، کنترل احساسات و تصمیم گیری منطقی را در موقعیت های واقعی تمرین کنند. پرورش هوش هیجانی یعنی آگاهی از هیجانات خود و دیگران، توانایی مدیریت آن ها و استفاده خردمندانه از احساسات در تعاملات اجتماعی، از پایه های اساسی تربیت در قرن حاضر به شمار می رود. مدرسه خلاق با هنجارسازی فرهنگی مناسب، تقویت حس تعلق، اعتماد، و امنیت عاطفی در کودکان، این توانایی ها را به صورت طبیعی و درون زا رشد می دهد. تحقیقات متعدد نشان داده اند که کودکانی که در محیط های آموزشی خلاق تربیت می شوند، از سطح بالاتری از رضایت مندی، اعتمادبه نفس، استقامت در برابر چالش ها و انگیزه برای یادگیری برخوردارند. آنان نه تنها در برخورد با مشکلات تحصیلی، بلکه در روابط اجتماعی و خانوادگی نیز موفق تر عمل می کنند. وجود عناصر طراحی فیزیکی مناسب در مدرسه، رنگ های زنده و فضاهای باز برای بازی و آزمایش، به تقویت حس آزادی و ذهن باز کمک می کند. همچنین استفاده از فناوری های هوشمند، تمرینات هنری و تعامل با محیط طبیعی، فرصت هایی فراهم می کند تا کودکان فراتر از یادگیری سنتی، مهارت های ارتباطی و برنامه ریزی ذهنی خود را گسترش دهند. در حقیقت، مدرسه خلاق پلی است میان آموزش رسمی و زندگی واقعی؛ جایی که کودک می آموزد چگونه بیندیشد، چگونه احساس کند، و چگونه رفتار مسوولانه داشته باشد. نقش مدیر مدرسه در تحقق این رویکرد کلیدی است؛ او باید محیطی مبتنی بر اعتماد، گفت وگو و آزادی عمل برای معلمان ایجاد کند تا فضای کلاس درس از حالت خشک و دستوری خارج شود. همچنین باید زمینه آموزش معلمان در شناخت هوش هیجانی و مهارت های ارتباطی را فراهم نماید تا آنان بتوانند الگوهای رفتاری مثبت را در کلاس پیاده سازی کنند. این تحول نیازمند تغییر نگرش نظام آموزشی از تمرکز صرف بر نتایج درسی به توجه برابر بر رشد شخصیتی و هیجانی دانش آموزان است. در چنین نظامی، ارزشیابی نیز باید توصیفی و رشد محور باشد تا به جای رقابت، بر فرآیند یادگیری، پیشرفت فردی و شناخت استعدادهای گوناگون تاکید کند. در نهایت می توان گفت مدرسه خلاق، مدرسه ای است که انسان را در مرکز آموزش قرار می دهد و همه عناصر خود را بر مبنای رشد جامع کودک سامان می بخشد. پرورش مهارت های زندگی و هوش هیجانی نه یک بخش جانبی، بلکه جوهره اصلی تربیت است که از طریق فعالیت های خلاقانه، ارتباط انسانی صمیمانه و توجه به درون کودک شکل می گیرد. آینده آموزش به میزان توانایی ما در ایجاد چنین فضاهایی وابسته است؛ فضاهایی که کودک را به کشف، احساس، و عمل دعوت می کنند و او را برای زندگی سازنده در جامعه آماده می سازند.

نویسندگان

زهرا رودی

کارشنایی مدیریت دولتی

امیر شیخ الاسلامی

کارشناسی آموزش ابتدایی