تحلیل چالش های پیاده سازی ارزشیابی کیفی–توصیفی در مدارس دولتی و اثر آن بر یادگیری عمیق دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 1

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HCWNT02_4146

تاریخ نمایه سازی: 10 بهمن 1404

چکیده مقاله:

تحول در نظام های ارزشیابی آموزشی از رویکردهای سنتی مبتنی بر نمره به سمت ارزشیابی های کیفی–توصیفی، با هدف ارتقای یادگیری عمیق، رشد همه جانبه دانش آموزان و کاهش اضطراب های آموزشی صورت گرفته است. ارزشیابی کیفی–توصیفی به جای تمرکز صرف بر نتایج کمی، بر فرایند یادگیری، بازخورد مستمر، رشد مهارت های شناختی و تقویت خودارزیابی دانش آموزان تاکید دارد. با وجود مزایای نظری و سیاستی این رویکرد، اجرای عملی آن در مدارس دولتی با چالش های متعددی مواجه است که می تواند اثربخشی آن را کاهش دهد و مانع تحقق اهداف تربیتی شود. ازدحام کلاس ها، محدودیت زمانی معلمان، ضعف مهارت های ارزشیابی کیفی، فشارهای والدین برای نمره محوری، ناهماهنگی برنامه های درسی و کمبود ابزارهای استاندارد از جمله موانعی هستند که اجرای صحیح این الگو را با دشواری روبه رو ساخته اند.هدف پژوهش حاضر، تحلیل چالش های پیاده سازی ارزشیابی کیفی–توصیفی در مدارس دولتی و تبیین اثر آن بر یادگیری عمیق دانش آموزان با رویکرد توصیفی–تحلیلی است. جامعه پژوهش شامل معلمان، مدیران و کارشناسان آموزشی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه، مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل اسناد آموزشی گردآوری شده است. در بخش توصیفی، میزان آشنایی معلمان با اصول ارزشیابی کیفی–توصیفی، سطح اجرای واقعی آن در کلاس درس و مهم ترین موانع اجرایی شناسایی شده و در بخش تحلیلی، رابطه کیفیت اجرای ارزشیابی کیفی–توصیفی با شاخص های یادگیری عمیق شامل درک مفهومی، تفکر انتقادی، خودتنظیمی یادگیری و انگیزش درونی تحلیل شده است.یافته ها نشان می دهد هرچه اجرای ارزشیابی کیفی–توصیفی منسجم تر، مبتنی بر بازخورد موثر و مشارکت فعال دانش آموزان باشد، سطح یادگیری عمیق افزایش می یابد و دانش آموزان توانایی بیشتری در تحلیل مفاهیم، حل مسئله و مسئولیت پذیری یادگیری از خود نشان می دهند. در مقابل، اجرای صوری و ناهماهنگ این رویکرد، می تواند منجر به سردرگمی معلمان، کاهش اعتماد والدین و تداوم رویکردهای سطحی یادگیری گردد. نتایج پژوهش بر ضرورت بازنگری در سیاست های اجرایی، توانمندسازی معلمان و ایجاد زیرساخت های حمایتی برای تحقق اثربخش ارزشیابی کیفی–توصیفی تاکید دارد و می تواند مبنایی برای بهبود کیفیت آموزش در مدارس دولتی فراهم آورد.