تکنیک های مدیریت زمان برای حفظ بهروزی شخصی و سازمانی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_1190

تاریخ نمایه سازی: 10 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در چشم انداز پرشتاب و چندبعدی جهان معاصر، مفهوم مدیریت زمان از حیطه ای فردی و ابزاری صرف فراتر رفته و به یک اصل راهبردی حیاتی برای دستیابی همزمان به به روزی شخصی (شامل رفاه جسمی، روانی، عاطفی و معنوی) و به روزی سازمانی (شامل بهره وری، نوآوری، تعهد کارکنان و تاب آوری سازمان) تبدیل شده است. این مقاله با هدف ارائه ی تحلیلی جامع و نظام مند از تکنیک های مدیریت زمان و نقش آن ها به عنوان پلی ارتباط دهنده بین رفاه فردی و موفقیت جمعی در سازمان ها نگاشته شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تکنیک های سنتی مدیریت زمان (مانند ماتریس آیزنهاور یا قانون پارتو) اگرچه هنوز ارزش خود را حفظ کرده اند، اما برای پاسخگویی به پیچیدگی های زندگی دیجیتال و نیازهای چندوجهی انسان مدرن، نیازمند بازنگری و ادغام با رویکردهای انسان محورتر (مانند مدیریت انرژی، تمرکز بر توجه و تنظیم شناختی) هستند. این مقاله استدلال می کند که پیاده سازی یک نظام مدیریت زمان اثربخش، می تواند با کاهش فرسودگی شغلی، افزایش حس کنترل و خودکارآمدی، و ایجاد فضای لازم برای بازیابی و خلاقیت، به طور مستقیم بر به روزی شخصی تاثیر گذارد و از سوی دیگر، با کاهش اتلاف منابع، تسریع در تصمیم گیری، ارتقای کیفیت خروجی ها و تقویت فرهنگ احترام به زمان دیگران، به ارتقای به روزی سازمانی بینجامد. با این حال، عملیاتی سازی این پیوند با چالش های فردی (مقاومت در برابر تغییر عادات)، سازمانی (فرهنگ بی برنامه گی و ارتباطات ناکارآمد) و فناورانه (تعدد ابزارهای حواس پرتی) مواجه است. غلبه بر این چالش ها مستلزم اتخاذ راهکارهایی یکپارچه در سطح فرد، تیم و رهبری سازمان است؛ از جمله: طراحی سیستم های کاری مبتنی بر نتایج، آموزش مهارت های فراشناختی، ایجاد «قراردادهای زمانی» در تیم ها و مدل سازی رفتاری توسط رهبران. نتیجه گیری نهایی حاکی از آن است که مدیریت زمان در قرن حاضر، دیگر یک مهارت صرفا فردی نیست، بلکه یک سرمایه گذاری راهبردی دووجهی است که هم بازده انسانی و هم بازده سازمانی را تضمین می کند و سازمان هایی که آن را در هسته فرهنگ و فرآیندهای خود جای می دهند، نه تنها رقابتی تر، بلکه انسانی تر و پایدارتر خواهند بود.

نویسندگان

زهره جمشیدی

کارشناسی بهداشت عمومی از دانشکده بهداشت شهید صدوقی یزد

آزاده مهرو

کارشناسی ارشد ادبیات فارسی از دانشگاه فرهنگیان علی شریعتی ساری

لادن نظری حقیقی پاشاکی

کارشناسی علوم تربیتی از دانشگاه پیام نور هشتگرد