تدریس خلاق؛ پلی میان دانش و تجربه
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_3657
تاریخ نمایه سازی: 9 بهمن 1404
چکیده مقاله:
در کانون تحولات بنیادین آموزش و پرورش نوین، مفهوم «تدریس خلاق» به مثابه یک پارادایم نوظهور، از سطح یک تکنیک صرف فراتر رفته و به یک فلسفه فعال در فرآیند یاددهی-یادگیری تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تبیین ابعاد نظری و عملی تدریس خلاق، نقش محوری آن در پلی زدن میان شکاف عمیق میان دانش های انتزاعی تئوری و تجربه زیسته فعال دانش آموزان تدوین شده است. در جهان امروز که سرعت تغییرات دانش فنی و نیاز به نوآوری روزافزون است، آموزش سنتی که صرفا بر انتقال اطلاعات و بازتولید محفوظات متکی بود، کارایی خود را از دست داده است. تدریس خلاق، رویکردی است که بر مبنای بازآفرینی مستمر محتوای آموزشی، تسهیل اکتشاف، تحریک کنجکاوی ذاتی و پرورش مهارت های حل مسئله پیچیده بنا شده است؛ مهارت هایی که زیربنای موفقیت در قرن بیست و یکم محسوب می شوند.این مقاله با اتکا به مبانی نظری روان شناسی شناختی، ساخت گرایی اجتماعی (به ویژه نظریه ویگوتسکی درباره منطقه توسعه بالقوه) و مدل های یادگیری فعال، استدلال می کند که هسته اصلی تدریس خلاق، تغییر تمرکز از «آنچه معلم می داند» به «چگونه دانش آموز می تواند به طور فعال معنا بیافریند» است. معلم خلاق، صرفا انتقال دهنده دانش نیست، بلکه مهندس محیط یادگیری است؛ محیطی که در آن خطا بخشی پذیرفته شده از فرآیند یادگیری تلقی شده و ریسک پذیری فکری تشویق می شود. این امر نیازمند بازنگری عمیق در نقش معلم است؛ نقشی که از تک گویی به گفت وگوی چندوجهی و از کنترل مطلق به تسهیل گری مشارکتی تغییر جهت می دهد.یکی از مهم ترین وجوه تمایز تدریس خلاق، توانایی آن در متصل کردن مفاهیم خشک آکادمیک به بافت واقعی زندگی و تجربیات شخصی دانش آموزان است. دانش زمانی موثر است که در چارچوب معنایی مرتبط با زندگی فرد قرار گیرد. تدریس خلاق با استفاده از داستان سرایی (Narrative Pedagogy)، پروژه محوری (PBL) و استفاده از شبیه سازی ها و فعالیت های عملی، فضایی فراهم می آورد که در آن دانش نظری نه تنها فهمیده می شود، بلکه از طریق تجربه، تثبیت و تعمیق می یابد. این پیوند میان دنیای متافیزیکی مفاهیم و دنیای فیزیکی تجربه، عامل اصلی گذار از یادگیری سطحی (Surface Learning) به یادگیری عمیق (Deep Learning) است.علاوه بر این، بخش مهمی از این تحلیل به بررسی راهبردها و روش های عملیاتی می پردازد که معلمان می توانند برای نهادینه کردن خلاقیت به کار گیرند. این راهبردها شامل طراحی فعالیت هایی است که بیش از یک پاسخ صحیح دارند (تفکر واگرا)، استفاده خلاقانه از فناوری های نوین برای شبیه سازی سناریوهای پیچیده، و به کارگیری روش هایی مانند بارش فکری معکوس یا یادگیری مبتنی بر پرسش (Inquiry-Based Learning) است. تاکید بر انعطاف پذیری در برنامه ریزی درسی و توانایی انطباق با واکنش های غیرمنتظره دانش آموزان، به عنوان معیار اصلی تدریس خلاق مورد بحث قرار می گیرد.در نهایت، این پژوهش به چالش های ساختاری و نهادی پیش روی معلمان خلاق می پردازد. فشار برنامه های درسی متراکم، محدودیت های ارزیابی متمرکز بر حافظه، و مقاومت فرهنگی در برابر نوآوری، موانعی جدی در مسیر تبدیل تدریس خلاق به یک رویه رایج هستند. برای تحقق کامل پتانسیل تدریس خلاق، نیازمند بازنگری در نظام های ارزشیابی، حمایت های حرفه ای مستمر برای معلمان، و ایجاد فرهنگی سازمانی هستیم که در آن جسارت در نوآوری نه تنها مجاز، بلکه تشویق شود. نتیجه گیری نشان می دهد که تدریس خلاق نه یک انتخاب لوکس در آموزش، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای تربیت نسل هایی است که قادر به خلق آینده باشند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرزانه شایان
لیسانس فناوری