راهبرد های افزایش تمرکز و توجه در کلاس درس ابتدایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_6667
تاریخ نمایه سازی: 9 بهمن 1404
چکیده مقاله:
تمرکز و توجه، به عنوان بنیادی ترین ارکان روان شناختی فرآیند یادگیری، در دوره حساس ابتدایی از اهمیتی دوچندان برخوردارند؛ زیرا این دوره، شالوده های عصب شناختی و شناختی توانایی های اجرایی، از جمله کنترل مهاری، انعطاف پذیری شناختی و حافظه ی فعال را شکل می دهد. این مقاله ی مفصل، با رویکردی تحلیلی-تربیتی و با تکیه بر یافته های نوین علوم اعصاب شناختی، روان شناسی تربیتی و علوم تجربی آموزش، به واکاوی نظام مند و عمیق مسئله ی نزول تدریجی دامنه ی توجه در دانش آموزان ابتدایی و ارائه ی چارچوبی جامع از راهبردهای موثر و چندوجهی برای مقابله با آن می پردازد. یافته ها آشکار می سازد که مسئله ی کم توجهی صرفا یک نقص رفتاری فردی نیست، بلکه پیامدی است مرکب از تعامل عوامل درونی (عصب رشدی، هیجانی، شناختی) و عوامل بیرونی (طراحی محیط فیزیکی کلاس، ماهیت فعالیت های آموزشی، سبک مدیریت معلم، و محرکات دنیای دیجیتال). بر این اساس، راهکارهای ارائه شده در این پژوهش، فراتر از توصیه های ساده ی انضباطی رفته و بر «طراحی مجدد محیط و فرآیند یادگیری» متمرکز است. این راهکارها در پنج حوزه ی کلیدی دسته بندی می شوند: ۱) بازطراحی محیط فیزیکی کلاس به منظور کاهش آشفتگی حسی و ایجاد کانون های توجه مشخص، ۲) مهندسی زمان آموزشی با استفاده از تکنیک هایی چون قطعه بندی زمان درس، وقفه های حرکتی هدفمند و تمرین های حضور ذهن کوتاه، ۳) غنی سازی تعامل آموزشی از طریق افزایش بار شناختی بهینه، استفاده از روایت گری و شگفتی آفرینی، و ارائه ی انتخاب های معنادار به دانش آموز، ۴) تدریس مستقیم مهارت های فراشناختی و خودتنظیمی مانند خودگویی درونی، هدف گذاری کوتاه مدت و خودپایشی توجه، و ۵) ایجاد مشارکت فعال و پاسخگویی همه جانبه با استفاده از روش هایی مانند پاسخ دهی همگانی و کار گروهی ساختاریافته. مقاله همچنین به چالش های عمده ی پیشرو از جمله تنوع گسترده ی ظرفیت توجه در بین دانش آموزان، فشار برنامه ی درسی فشرده، کمبود آموزش تخصصی معلمان و نقش مخرب برخی فناوری ها می پردازد و برای هرکدام راهکارهای عملی در سطوح کلاسی، مدرسه ای و سیاست گذاری ارائه می دهد. در نهایت تاکید می شود که افزایش تمرکز، نه یک مقصد نهایی، بلکه یک سفر مداوم است که نیازمند تبدیل کلاس درس به یک «زیست بوم توجه آگاه» است؛ فضایی که در آن معلم، به عنوان معمار شناختی، با آگاهی از اصول کارکرد مغز کودک، فرصت های مکرر برای تمرین و تقویت این عضله ی ذهنی حیاتی فراهم می آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
خلیل رحیمی
کارشناسی حسابداری دانشگاه پیام نور