باز تعریف اهداف آموزشی در قرن بیست و یکم نقش هوش مصنوعی و فناوری های نوین در تحول نظام های آموزشی از منظر مدیریت و سیاست گذاری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 85

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IRCEMET05_1137

تاریخ نمایه سازی: 9 بهمن 1404

چکیده مقاله:

قرن بیست ویکم شاهد تحولات عمیقی در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فناورانه است که نظام های آموزشی را نیز تحت تاثیر قرار داده اند. در این میان، بازتعریف اهداف آموزشی از یک ضرورت فراتر از یک تمایل تبدیل شده است؛ چرا که اهداف سنتی مبتنی بر حفظ دانش و انتقال خطی اطلاعات، دیگر پاسخگوی نیازهای جامعه دانش بنیان و پویای امروز نیستند. ظهور هوش مصنوعی و فناوری های نوین آموزشی از جمله یادگیری ماشینی، واقعیت مجازی، سیستم های تطبیقی یادگیری و پلتفرم های شخصی سازی شده نه تنها شیوه های یادگیری و تدریس را دگرگون کرده، بلکه ماهیت خود «هدف آموزش» را بازتعریف نموده اند. این مقاله با رویکردی تحلیلی-کیفی و مبتنی بر مرور نظام مند ادبیات، به بررسی نقش هوش مصنوعی و فناوری های نوین در تحول نظام های آموزشی از منظر مدیریت و سیاست گذاری می پردازد. داده های پژوهش از طریق تحلیل محتوای کیفی منابع معتبر بین المللی (مانند گزارش های UNESCO، OECD و World Bank) و منابع فارسی مرتبط در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۶ جمع آوری و تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهند که تحول در اهداف آموزشی از محور «دانش محوری» به «مهارت محوری» و «هوش محوری» در حال وقوع است؛ جایی که توانایی هایی چون تفکر انتقادی، خلاقیت، همکاری، انطباق پذیری و سواد دیجیتال، جایگاهی فراتر از حفظ اطلاعات را یافته اند. همچنین، هوش مصنوعی با امکان شخصی سازی یادگیری، تغییر نقش معلم از «منتقل کننده دانش» به «هماهنگ کننده فرآیند یادگیری» را تسهیل کرده است. با این حال، سیاست گذاری های آموزشی در بسیاری از کشورها چه از جمله ایران هنوز در گذر از ساختارهای سنتی به سمت چارچوب های آینده نگر دچار تاخیر و ناسازگاری هستند. این مقاله با تحلیل چالش های مدیریتی و سیاستی، چارچوبی پیشنهادی برای همسویی نظام آموزشی ایران با تحولات جهانی ارائه می دهد که بر سه محور «انعطاف پذیری برنامه های درسی»، «توسعه زیرساخت های فناورانه عادلانه» و «بازتعریف حرفه معلمی در عصر دیجیتال» استوار است. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی برای تصمیم گیرندگان سیاستی، مدیران آموزشی و پژوهشگران حوزه آموزش و پرورش در طراحی نظام های آموزشی آینده نگر مورد استفاده قرار گیرد.

نویسندگان

فاطمه حیدرزاده

مدیر دبستان دارای مدرک کارشناسی حسابداری از دانشگاه علمی کاربردی

فاطمه عرب احمدی

معاون آموزشی دبستان دارای مدرک کارشناسی از دانشگاه فرهنگیان شهید مفتح شهرری