فرهنگ خانواده و هوش مصنوعی سه ضلع شکل گیری شخصیت دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_6447

تاریخ نمایه سازی: 9 بهمن 1404

چکیده مقاله:

شکل گیری شخصیت دانش آموزان در عصر دیجیتال، فرآیندی پیچیده و چندوجهی است که در تقاطع سه نیروی عمده قرار دارد: فرهنگ خانواده به عنوان هسته اولیه انتقال ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، هوش مصنوعی به عنوان عامل دگرگونی ساز در عرصه شناخت، ارتباط و هویت یابی، و نهاد آموزش به عنوان واسطه گر ساختاریافته این تعاملات. این سه راس، یک سیستم اکولوژیک به هم پیوسته را تشکیل می دهند که کیفیت تعادل یا تعارض میان آن ها، سرنوشت شخصیتی نسل آینده را رقم می زند.فرهنگ خانواده، با میراث غنی خود از باورها، آداب، سبک های فرزندپروری و الگوهای ارتباطی، اساسی ترین لایه های شخصیت از جمله حس تعلق، نظام ارزشی اولیه و چهارچوب های اخلاقی را بنیان می نهد. همزمان، هوش مصنوعی به عنوان جریانی جهان شمول و اجتناب ناپذیر، از طریق دستیارهای هوشمند، پلتفرم های آموزشی تطبیقی، بازی ها، شبکه های اجتماعی و سیستم های توصیه گر، نه تنها بر چگونگی یادگیری، که بر شیوه تفکر، احساس و ارتباط گیری دانش آموزان تاثیر می گذارد. این فناوری، مفاهیمی چون حریم خصوصی، تمرکز، صبر، خلاقیت و حتی دریافت از «خود» را دچار تحول ساخته است.نقش مدرسه در این میانه، نقشی محوری و سرنوشت ساز است. مدرسه می تواند به عرصه ای برای تقابل غیرسازنده این دو نیرو تبدیل شود، یا با ایفای نقش تسهیل گر، یکپارچه ساز و منتقد، پلی میان سنت خانوادگی و مدرنیته فناورانه بزند. محیط آموزشی کارآمد، از هوش مصنوعی به مثابه ابزاری برای غنی سازی یادگیری، شخصی سازی آموزش و توسعه مهارت های عالی تفکر استفاده می کند، در عین حال که با تقویت فعالیت های گروهی، تفکر نقاد، سواد رسانه ای و گفت وگوی اخلاقی، دانش آموز را در برابر چالش هایی مانند انفعال، فردگرایی افراطی، اتکای شناختی و بحران هویت مصون می دارد.این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع معتبر فارسی، به واکاوی دینامیک این رابطه سه گانه می پردازد. یافته ها حاکی از آن است که تعامل سازنده این اضلاع می تواند به شکل گیری شخصیتی انعطاف پذیر، چندبعدی و توانمند بینجامد؛ شخصیتی که ریشه در فرهنگ اصیل دارد، از ابزارهای پیشرفته عصر خود بهره می جوید و از مهارت های شناختی-اجتماعی لازم برای نوآوری و مسئولیت پذیری برخوردار است. در مقابل، غفلت یا تقابل میان آن ها می تواند منجر به شکاف نسلی عمیق تر، سردرگمی ارزشی، احساس بی هویتی و دوپارگی شخصیت شود. در نهایت، مقاله بر این نکته تاکید دارد که آینده موفقیت آمیز نظام تعلیم و تربیت، در گرو طراحی الگوهایی هوشمندانه برای هم نواسازی هدفمند «خانواده»، «فناوری» و «مدرسه» در چارچوبی مبتنی بر ارزش های انسانی و ملاحظات بوم شناختی فرهنگ ایرانی است

نویسندگان

لیلا زمانیان

کارشناسی مدیریت

نرگس مراد پور

کارشناسی ارشد علوم قرآنی