تعارض میان اهداف برنامه درسی و نیازهای شناختی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HSPC21_605
تاریخ نمایه سازی: 9 بهمن 1404
چکیده مقاله:
برنامه ی درسی، به عنوان یکی از بنیادی ترین عناصر نظام های آموزشی، نقش تعیین کننده ای در جهت دهی به تجربه ی یادگیری دانش آموزان ایفا می کند. اهدافی که در قالب برنامه ی درسی رسمی تدوین می شوند، نه تنها انتظارات آموزشی نظام را بازنمایی می کنند، بلکه به طور ضمنی تصویری از یادگیرنده ی مطلوب و شیوه ی مطلوب یادگیری ارائه می دهند. با این حال، در بسیاری از نظام های آموزشی، میان اهداف برنامه ی درسی و نیازهای شناختی واقعی دانش آموزان شکافی قابل تامل مشاهده می شود؛ شکافی که پیامدهای آن در کیفیت یادگیری، انگیزش تحصیلی و عمق فهم مفاهیم نمود پیدا می کند. مسئله ی اصلی این پژوهش، واکاوی همین تعارض و تبیین ابعاد گوناگون آن در سطوح محتوا، روش و ارزشیابی است.هدف مقاله حاضر، تحلیل انتقادی اهداف برنامه ی درسی رسمی از منظر انطباق با نیازهای شناختی دانش آموزان و تفسیر پیامدهای آموزشی این عدم انطباق است. برای دستیابی به این هدف، پژوهش با رویکردی توصیفی–تحلیلی و بر پایه ی مطالعه ی اسنادی و نظری انجام شده است. داده ها از طریق بررسی متون معتبر حوزه ی برنامه ی درسی، روان شناسی شناختی و نظریه های یادگیری گردآوری و سپس با استفاده از تحلیل مفهومی مورد واکاوی قرار گرفته اند. تمرکز اصلی تحلیل بر فهم مفروضات شناختی نهفته در اهداف برنامه ی درسی و مقایسه ی آن با یافته های پذیرفته شده ی علمی درباره ی چگونگی یادگیری و رشد شناختی است.یافته های تحلیلی نشان می دهد که اهداف برنامه ی درسی غالبا بر انتقال حجم بالایی از محتوا، استانداردسازی انتظارات و ارزشیابی های حافظه محور استوارند؛ در حالی که نیازهای شناختی دانش آموزان مستلزم فرصت برای پردازش معنا، ساخت فعال دانش، درگیرشدن با مسئله و تنظیم بار شناختی هستند. این ناهماهنگی سبب می شود یادگیری در سطح بازتولید اطلاعات متوقف بماند و امکان شکل گیری فهم عمیق، تفکر انتقادی و حل مسئله کاهش یابد. افزون بر آن، فشار شناختی ناشی از اهداف و ارزشیابی های نامتناسب، می تواند به فرسودگی ذهنی و افت انگیزش تحصیلی منجر شود.در جمع بندی، مقاله نتیجه می گیرد که بازاندیشی در اهداف برنامه ی درسی با تکیه بر مبانی نظری شناخت و یادگیری، ضرورتی انکارناپذیر برای ارتقای کیفیت آموزش است. همسوسازی اهداف با ظرفیت ها و نیازهای شناختی دانش آموزان، می تواند زمینه ساز یادگیری معنادارتر و پایدارتر شود و نقش برنامه ی درسی را از ابزاری برای کنترل آموزشی، به بستری برای رشد شناختی تبدیل کند
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مصطفی بهادران
۱- فرهنگی آموزش و پرورش۴۲۳۱۵۶۵۸۰۵
مهدی بهادران
۲- فرهنگی آموزش و پرورش۴۲۳۱۵۶۵۸۲۱
کاووس خجسته
۳- فرهنگی آموزش و پرورش۴۲۳۱۴۵۱۴۱۹
مصیب بهادران
۴- فرهنگی آموزش و پرورش۴۲۲۰۴۱۵۶۰۲