نقش تربیت عاطفی در پیشگیری از بروز پرخاشگری در مدارس ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HSPC21_600

تاریخ نمایه سازی: 9 بهمن 1404

چکیده مقاله:

پرخاشگری دانش آموزان به عنوان یکی از چالش های مهم نظام های آموزشی، به ویژه در دوره ابتدایی، می تواند تاثیرات مخربی بر فرآیند یادگیری، سلامت روانی فرد و فضای کلی مدرسه داشته باشد. در مدارس دخترانه ابتدایی، این پدیده اغلب به شکل پرخاشگری رابطه ای و کلامی (مانند طرد، شایعه پراکنی، تهدید و توهین) ظاهر می شود که علی رغم پنهان بودن نسبی، آسیب های عاطفی عمیقی را به همراه دارد. در این میان، تربیت عاطفی به عنوان رویکردی پیشگیرانه و توانمندساز، با تمرکز بر آموزش مهارت های شناسایی، درک، بیان و تنظیم هیجانات، می تواند ابزار موثری برای مقابله با ریشه های پرخاشگری باشد. این مقاله با هدف تبیین نقش برنامه های تربیت عاطفی در پیشگیری از بروز و تشدید رفتارهای پرخاشگرانه در میان دانش آموزان دختر پایه های چهارم و پنجم ابتدایی در شهر لالی انجام شده است.پژوهش حاضر با روش ترکیبی (آمیخته) و به صورت نیمه آزمایشی با گروه کنترل به همراه بخش کیفی اجرا گردید. در بخش کمی، نمونه ای متشکل از ۱۰۰ دانش آموز از دو مدرسه دخترانه دولتی شهر لالی به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش، در معرض یک برنامه مداخله تربیت عاطفی ۱۲ جلسه ای قرار گرفت که با توجه به ویژگی های فرهنگی و سنی دختران در بافت شهر لالی طراحی شده بود و بر مولفه هایی مانند خودآگاهی هیجانی، همدلی، مدیریت خشم و حل مسالمت آمیز تعارض تاکید داشت. از پرسشنامه پرخاشگری کودکان و مقیاس هوش هیجانی به عنوان پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. در بخش کیفی، با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با معلمان و نمونه های هدفمند از دانش آموزان، داده های عمیق تری درباره تاثیرات برنامه گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شد. یافته های کمی نشان داد که پس از اجرای مداخله، میانگین نمرات پرخاشگری (به ویژه در حیطه های کلامی و رابطه ای) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشته است. همچنین، افزایش قابل توجهی در نمرات خرده مقیاس های هوش هیجانی، به ویژه خودتنظیمی هیجانی و همدلی، در گروه آزمایش مشاهده گردید. تحلیل های کیفی نیز موید نتایج کمی بود و نشان داد که دانش آموزان پس از مداخله، واژگان غنی تری برای بیان احساسات خود یافته، درک بهتری از احساسات همسالان نشان داده و راهکارهای جایگزین غیرپرخاشگرانه (مانند گفت وگو، کمک خواستن از معلم، نفس عمیق) را در موقعیت های تعارض زا به کار می بندند. معلمان نیز کاهش چشمگیر در تکرار درگیری های لفظی و شکایت های دانش آموزان از یکدیگر را گزارش کردند. چالش اصلی اجرا، کمبود زمان اختصاص یافته در برنامه رسمی و نیاز به آموزش و باور معلمان به عنوان تسهیل گران این فرآیند بود. در نهایت، این مقاله نتیجه می گیرد که تربیت عاطفی یک سرمایه گذاری موثر در سلامت روانی-اجتماعی دانش آموزان دختر است. اجرای نظام مند این برنامه ها در مدارس ابتدایی دخترانه شهر لالی، نه تنها می تواند به پیشگیری از الگوهای پرخاشگری کمک کند، بلکه با تقویت تاب آوری هیجانی و مهارت های ارتباطی، بستری برای یادگیری بهتر و محیطی امن تر فراهم می سازد. پیشنهاد می شود ادغام آموزش مهارت های هیجانی در فعالیت های روزمره کلاس و آموزش اولیاء در این حوزه، در دستور کار مدارس قرار گیرد.

نویسندگان

فاطمه خیرگردزاده

۱- فوق دیپلم آموزش ابتدایی دانشگاه تربیت معلم علی بن مهزیار اهواز

مریم عالیپور

۲- کارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان