تحلیل منطقی متون ادبی با رویکرد ریاضی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 2

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_6210

تاریخ نمایه سازی: 9 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر، رویکردهای میان رشته ای در علوم انسانی به ویژه در حوزه آموزش و پژوهش ادبیات، توجه فزاینده ای را به خود جلب کرده اند. یکی از این رویکردهای نوین، بهره گیری از مفاهیم و ساختارهای ریاضی در تحلیل متون ادبی است؛ رویکردی که می کوشد با تکیه بر منطق، الگو، ساختار و روابط کمی، لایه های پنهان معنا و سازمان درونی آثار ادبی را آشکار سازد. برخلاف تصور رایج که ادبیات را قلمروی کاملا ذهنی و عاطفی و ریاضیات را دانشی صرفا عقلانی و انتزاعی می داند، این پژوهش بر آن است که نشان دهد میان این دو حوزه، پیوندی عمیق و کارکردی وجود دارد.تحلیل منطقی متون ادبی با رویکرد ریاضی، بر این پیش فرض استوار است که آثار ادبی به ویژه متون روایی و شعری از الگوهای ساختاری منسجم پیروی می کنند؛ الگوهایی که می توان آن ها را با مفاهیمی چون تقارن، تکرار، توالی، نسبت، احتمال، شبکه، نظریه مجموعه ها و منطق گزاره ها تحلیل و تفسیر کرد. برای مثال، بررسی ساختار روایت بر اساس توالی های منطقی، تحلیل شخصیت ها به مثابه گره های یک شبکه ارتباطی، یا مطالعه تکرار واژگان و مضامین با رویکرد آمار توصیفی، امکان فهم دقیق تر انسجام متن و شیوه تولید معنا را فراهم می آورد.هدف اصلی این پژوهش، تبیین مبانی نظری و کاربردی تحلیل منطقی متون ادبی با رویکرد ریاضی و نشان دادن ظرفیت های آن در ارتقای فهم ادبی، تفکر انتقادی و خلاقیت است. در این راستا، ابتدا به بررسی پیشینه نظری پیوند ادبیات و ریاضیات در آرای فیلسوفان، زبان شناسان و منتقدان ادبی پرداخته می شود و سپس، مهم ترین مفاهیم ریاضی قابل کاربرد در تحلیل ادبی معرفی و تبیین می گردد. در ادامه، نمونه هایی از تحلیل متون ادبی (اعم از شعر و نثر) با استفاده از این مفاهیم ارائه می شود تا کاربست عملی این رویکرد روشن تر شود.یافته های این مطالعه نشان می دهد که رویکرد ریاضی به تحلیل متون ادبی، نه تنها به تقلیل زیبایی شناسی و تخیل ادبی نمی انجامد، بلکه با ایجاد نظم تحلیلی و شفافیت منطقی، امکان کشف روابط معنایی عمیق تر و لایه های ساختاری پنهان متن را فراهم می کند. افزون بر این، به کارگیری این رویکرد در آموزش ادبیات می تواند زمینه ساز یادگیری تلفیقی، تقویت تفکر تحلیلی، افزایش خلاقیت و ایجاد نگرشی مثبت نسبت به هر دو حوزه ریاضی و ادبیات در میان دانش آموزان و دانشجویان شود.در نهایت، پژوهش حاضر پیشنهاد می کند که تحلیل منطقی متون ادبی با رویکرد ریاضی به عنوان یکی از رویکردهای نوین میان رشته ای، جایگاه شایسته ای در مطالعات ادبی و برنامه های آموزشی پیدا کند و زمینه پژوهش های تجربی و آموزشی بیشتری در این حوزه فراهم آید.

نویسندگان

سارا موسویان

دبیر ریاضی

مهناز همنوعی پیله

دبیر ادبیات