تحلیل توصیفی تحول مفهوم سبک فرزندپروری از بامریند تا مدل های تلفیقی معاصر و تاثیر آن بر آموزش
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 1
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_6146
تاریخ نمایه سازی: 9 بهمن 1404
چکیده مقاله:
سبک های فرزندپروری به عنوان یکی از مفاهیم محوری در روان شناسی رشد و روان شناسی تربیتی، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری ابعاد شناختی، هیجانی، اجتماعی و تحصیلی کودکان و نوجوانان ایفا می کنند. در میان نظریه های کلاسیک، الگوی سبک های فرزندپروری بامریند با تفکیک سبک های مقتدرانه، مستبدانه و سهل گیرانه (و بعدها غفلت گرانه)، چارچوبی بنیادین برای تبیین تعاملات والد–فرزند فراهم کرده است (Baumrind, ۱۹۹۱). با این حال، تحولات اجتماعی، فرهنگی و آموزشی دهه های اخیر، محدودیت های این الگوهای سنتی را در تبیین پیچیدگی های روابط خانوادگی و پیامدهای آموزشی آشکار ساخته است.هدف مقاله حاضر، ارائه تحلیلی توصیفی از سیر تحول مفهوم سبک فرزندپروری از الگوی کلاسیک بامریند تا مدل های تلفیقی معاصر و تبیین پیامدهای این تحول برای آموزش و نظام های تربیتی است. در این مقاله، با اتکا بر مرور نظام مند و تحلیلی پژوهش های داخلی و خارجی، ویژگی ها و مفروضات نظری الگوهای سنتی، محدودیت های آن ها، و نقاط قوت مدل های جدید مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین، دلالت های نظری این تحولات برای تعامل خانواده–مدرسه، بهبود فرآیندهای یاددهی–یادگیری و ارتقای سازگاری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تحلیل می شود.یافته های این تحلیل توصیفی نشان می دهد که گذار از مدل های طبقه بندی شده و خطی به رویکردهای تلفیقی و زمینه محور، می تواند به درک عمیق تر نقش خانواده در آموزش منجر شده و مبنای نظری مناسبی برای سیاست گذاری های آموزشی و برنامه های آموزش خانواده فراهم آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
منیر هاشم زهی
دبیر آموزش و پرورش شهرستان خاش
گل بی بی کردی کوشه
دبیر آموزش و پرورش شهرستان خاش
زینت سالارزهی
دبیر آموزش و پرورش شهرستان خاش
مهین پژوهیده
دبیر آموزش و پرورش شهرستان خاش