تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روان دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 2
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_5882
تاریخ نمایه سازی: 9 بهمن 1404
چکیده مقاله:
شیوه اساسی و اساس آموزش مهارت های زندگی، اطلاعاتی است که از نحوه یادگیری کودکان، نوجوانان و جوانان از طریق مشاهده رفتار دیگران و پیامدهای آن به دست می آید و در واقع برنامه ی آموزش مهارت های زندگی مبتنی بر نظریه ی یادگیری شناختی- اجتماعی بندورا (۱۹۷۷) است. در این روش معلم با کمک دانش آموزان به یادگیری موضوعات مورد نظر می پردازد. دانش آموزان به صورت دایره وار در کلاس می نشینند و کلاس مقررات خاصی دارد. معمولا فعالیت های جانبی مانند برگزاری مسابقات فرهنگی، هنری ورزشی نیز در این برنامه گنجانده می شوند. در این نوع از برنامه ها سعی می شود به منظور افزایش میزان اثربخشی، مشارکت والدین و دیگر کارکنان مدرسه جلب شود تا دانش آموزان را در رسیدن به هدف های مورد نظر را یاری دهند. آموزش مهارت های زندگی بیش تر وجهه ی فراشناختی دارد. بدین جنبه ی یادگیری می پردازد و آن را دنبال می کند. تاکید این درس بر ارزش های انسان و ضرورت تحقق هدف های آن ما را وامی دارد، تمهیداتی بیندیشیم تا تمایز این درس با درس هایی که هدف آنها انتقال معلومات است، مشخص شود، آماده کردن محیط فیزیکی کلاس، از جمله ی این اقدامات است. آرایش صندلی باید طوری باشد که زمینه ی بحث و تبادل نظر را فراهم کند. موضوعات این درس باید طوری ارائه شوند که برای دانش آموزان قابل فهم باشند و علاقه به اظهارنظر را در آنان تقویت کنند. طرح سوالات همراه با مثال هایی که با محیط واقعی دانش آموزان ارتباط دارد، انگیزه ی بیشتری برای شرکت دانش آموزان در بحث های مورد نظر فراهم می آورد. تابوهای کلاس که با لحن درشت سعی در ساکت کردن دانش آموزان دارند، رنگ می بازند و زمینه ی «برانگیختن ذهن» به وجود می آید. سعی بر آن است که اکثر دانش آموزان در بحث مشارکت کنند. در این راستا، ارزش گذاری بر نظرات و قضاوت اخلاقی در مورد گفته های آنان، درست نیست. البته نظرات افراد با واکنش های اطرافیان اصلاح می شود. تا باورهای نادرست آنان را دچار مشکل نکند. فرد با شکستن سکوت خود و ارائه دیدگاهش می تواند به خود پنداری مثبت دست پیدا کند و تحمل نظر و عقاید دیگران برایش میسر می شود. همچنین اتکا به نفس در او رشد می یابد. هنگام طرح نظرات توسط دانش آموزان، به استهزا و مردودکردن آنها مبادرت نمی کنیم تا نگرش منفی به خود در آنها شکل نگیرد. این روش تدریس، شیوه معکوس سخنرانی است، یعنی سخن گفتن، به جای اینکه عملکرد منحصر معلم باشد، توسط شاگرد صورت می گیرد، و گوش دادن به جای اینکه به شاگرد محول شود، به معلم سپرده می شود. هویداست که حاصل چنین روش تدریسی، آگاهی یافتن از مفاهیم مورد نظر شاگردان خواهد بود و معلم اگر نظر اصلاحی داشته باشد با آگاهی از چنین مفاهیمی می تواند هدف خود را دنبال کند. این شیوه تدریس به رشد خلاقیت یا «تفکر واگرا» در دانش آموزان کمک خواهد کرد. منظور از مبانی درسی، در واقع منابع اساسی برای کسب اطلاعات ضروری جهت تدوین برنامه های درسی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی موسوی
کارشناسی سازه های پیش ساخته کارمند وابسته به آموزش وپرورش