اثربخشی برنامه های مبتنی بر مدرسه در تقویت خودباوری دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_1145

تاریخ نمایه سازی: 9 بهمن 1404

چکیده مقاله:

بررسی اثربخشی برنامه های مبتنی بر مدرسه در تقویت خودباوری دانش آموزان، به عنوان یک متغیر کلیدی در موفقیت تحصیلی و روان شناختی، از اولویت و اهمیتی فزاینده در نظام های آموزشی برخوردار است. اهمیت این موضوع از نقش خودباوری به عنوان موتور محرکه انگیزش، پشتکار در مواجهه با چالش ها و عاملی موثر در سلامت روانی-اجتماعی دانش آموزان نشات می گیرد. بیان مسئله اصلی این مقاله بر این تناقض متمرکز است که با وجود اجرای برنامه های متنوع با هدف تقویت خودباوری در مدارس، شواهد روشن و نظام مندی در مورد میزان اثربخشی واقعی، مولفه های کارآمد و پایداری نتایج این مداخلات در بافت آموزشی ایران وجود ندارد. این خلا منجر به ادامه اجرای برنامه های کم اثر یا صرفا شعاری می شود که منابع را به هدر داده و فرصت های طلایی مداخله را از بین می برند. چالش های اصلی در مسیر دستیابی به اثربخشی مطلوب، چندبعدی هستند: نخست، چالش های طراحی برنامه شامل فقدان چارچوب نظری قوی، نادیده گرفتن تفاوت های سنی، جنسیتی و فرهنگی، و عدم ارتباط محتوای برنامه با مسائل واقعی و دغدغه های دانش آموزان است. دوم، چالش های اجرایی مانند مقاومت سیستم های سنتی آموزشی، کمبود نیروی انسانی متخصص و باانگیزه، محدودیت زمانی و اولویت نداشتن این برنامه ها در تقویم پرمشغله مدرسه. سوم، چالش های ارزیابی اثربخشی، از جمله استفاده نکردن از ابزارهای سنجش معتبر و حساس به تغییر، فقدان گروه کنترل و طراحی پژوهشی ضعیف، و نادیده گرفتن ارزیابی فرآیندی و پیگیری بلندمدت. در مواجهه با این چالش ها، دستیابی به اثربخشی مطلوب مستلزم اتخاذ راهبردهای علمی و عملی است. در سطح طراحی برنامه، لازم است از الگوهای مبتنی بر شواهد مانند مدل های روان شناسی مثبت نگر، نظریه خودتعیین گری و درمان های شناختی-رفتاری استفاده شود که بر تقویت نقاط قوت، ایجاد تجربیات موفقیت آمیز و تغییر باورهای محدودکننده تمرکز دارند. برنامه ها باید فعالیت محور، تعاملی و جذاب باشند و از روش هایی مانند بازی های نقش آفرینی، کارگاه های مهارت آموزی، مشاوره گروهی هم تا محور و پروژه های چالش برانگیز شخصی بهره ببرند. در سطح اجرا، ضروری است همه ذی نفعان (مدیران، معلمان، مشاوران و والدین) درگیر شوند تا محیط مدرسه به یک اکوسیستم حمایتی یکپارچه تبدیل شود. در سطح سنجش اثربخشی، باید از طرح های پژوهشی ترکیبی (کمی و کیفی)، ابزارهای سنجش چندگانه (پرسشنامه، مشاهده نظام مند، مصاحبه و تحلیل محصولات دانش آموزان) و برنامه های پیگیری منظم استفاده کرد. اثربخشی واقعی نه تنها باید در بهبود نمرات مقیاس های روان سنجی، که در تغییرات رفتاری ملموس مانند افزایش تلاش برای اهداف چالش برانگیز، بهبود مهارت های حل مسئله، و ارتقای کیفیت تعاملات اجتماعی دانش آموزان نمود یابد. در نهایت، نهادینه سازی فرهنگ توجه به خودباوری در مدرسه و تخصیص منابع پایدار، ضامن تحقق اثربخشی بلندمدت این برنامه ها خواهد بود.

کلیدواژه ها:

اثربخشی ، برنامه مبتنی بر مدرسه ، خودباوری ، دانش آموزان ، ارزیابی

نویسندگان

فرشته صداقتی پور

کارشناسی زبان ادبیات فارسی دانشگاه آزاد گچساران

طلعت بویری

کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه آزادبهبهان

شفاعت صالحی نیا

کارشناسی ادبیات فارسی پانشگاه آزاد دهدشت