بازتاب اندیشه های فلسفی در ادبیات کلاسیک ایران و جهان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 93
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_1121
تاریخ نمایه سازی: 9 بهمن 1404
چکیده مقاله:
ادبیات کلاسیک، چه در سنت ایرانی و چه در سنت های بزرگ جهانی، همواره یکی از مهم ترین بسترهای بازتاب و تبلور اندیشه های فلسفی بوده است. پیوند عمیق میان فلسفه و ادبیات از آن جا ناشی می شود که هر دو در پی پاسخ گویی به پرسش های بنیادین انسان درباره هستی، معرفت، اخلاق، مرگ، معنا و جایگاه انسان در جهان هستند. در ادبیات کلاسیک ایران، آثاری چون شاهنامه فردوسی، مثنوی معنوی مولوی، بوستان و گلستان سعدی، و غزلیات حافظ، آکنده از مفاهیم فلسفی و حکمی اند که گاه در قالب تمثیل، روایت اسطوره ای، عرفان و زبان شاعرانه بیان شده اند. این آثار با تکیه بر فلسفه های مشائی، اشراقی و عرفانی، به مسائلی چون جبر و اختیار، عقل و عشق، خیر و شر، حقیقت و مجاز، و نسبت انسان با امر الهی می پردازند.در سوی دیگر، ادبیات کلاسیک جهان نیز بستری غنی برای انتقال و بازاندیشی مفاهیم فلسفی فراهم آورده است. آثار هومر، سوفوکل، افلاطون (در قالب دیالوگ های ادبی)، دانته، شکسپیر و گوته، نمونه هایی برجسته از پیوند فلسفه با روایت، تراژدی و شعر هستند. برای مثال، تراژدی های یونان باستان بازتاب دهنده اندیشه های فلسفی درباره سرنوشت، اراده انسان و نظم کیهانی اند، در حالی که آثار شکسپیر تاملاتی عمیق درباره قدرت، اخلاق، هویت و تناقض های درونی انسان ارائه می دهند. در کمدی الهی دانته نیز می توان تلفیقی از الهیات مسیحی، فلسفه ارسطویی و تخیل ادبی را مشاهده کرد.مقایسه ادبیات کلاسیک ایران و جهان نشان می دهد که با وجود تفاوت های فرهنگی، زبانی و تاریخی، دغدغه های فلسفی مشترکی در این آثار وجود دارد. پرسش از معنای زندگی، حقیقت مرگ، ماهیت عدالت و نقش عقل و احساس، در هر دو سنت به شیوه هایی متفاوت اما هم سو مطرح شده است. ادبیات کلاسیک از این منظر نه تنها ابزار زیبایی شناختی، بلکه رسانه ای برای انتقال، نقد و بازآفرینی اندیشه های فلسفی بوده است. این هم نشینی فلسفه و ادبیات سبب شده است که مفاهیم انتزاعی فلسفی در قالبی ملموس، ماندگار و تاثیرگذار به نسل های مختلف منتقل شوند و همچنان در گفتمان فکری انسان معاصر نقش آفرین باقی بمانند.
کلیدواژه ها:
ادبیات کلاسیک ، فلسفه ، حکمت ایرانی ، عرفان ، ادبیات جهان ، اندیشه فلسفی ، انسان و هستی ، اخلاق ، معناگرایی
نویسندگان
سولماز پیرزاده
دبیر ادبیات