نقش هوش مصنوعی در شخصی سازی فرآیند یاددهی–یادگیری و حمایت از سلامت روان دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_5650

تاریخ نمایه سازی: 8 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در عصر حاضر، هوش مصنوعی به عنوان یکی از مهم ترین فناوری های نوین، نقش بی بدیلی در تحول نظام های آموزشی ایفا می کند. این پژوهش با هدف بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در شخصی سازی فرآیند یاددهی-یادگیری و تاثیر آن بر سلامت روان دانش آموزان انجام شده است. نظام های آموزشی سنتی اغلب با رویکردی یکسان برای همه دانش آموزان عمل می کنند که این امر منجر به نادیده گرفتن تفاوت های فردی، سبک های یادگیری متنوع و نیازهای روانی-اجتماعی متفاوت می شود. هوش مصنوعی با توانایی تحلیل داده های حجیم، شناسایی الگوهای یادگیری و ارائه بازخورد آنی، می تواند تبک های یادگیری متنوع و نیازهای روانی-اجتماعی متفاوت می شود. هوش مصنوعی با توانایی تحلیل داده های حجیم، شناسایی الگوهای یادگیری و ارائه بازخورد آنجربه آموزشی منحصربه فردی را برای هر یادگیرنده فراهم آورد.این تحقیق نشان می دهد که سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی قادرند محتوای آموزشی، سرعت پیشرفت و روش های ارزیابی را متناسب با توانایی ها و نیازهای هر دانش آموز تنظیم کنند. همچنین، این فناوری ها می توانند نشانه های اولیه مشکلات روانی مانند اضطراب، افسردگی، استرس تحصیلی و مسائل یادگیری را شناسایی کرده و مداخلات پیشگیرانه مناسب را پیشنهاد دهند. استفاده از چت بات های هوشمند، دستیارهای مجازی و سیستم های هشدار زودهنگام، امکان نظارت مستمر بر وضعیت روانی دانش آموزان را فراهم می آورد.یافته های پژوهش حاکی از آن است که دانش آموزانی که از سیستم های یادگیری هوشمند استفاده می کنند، نسبت به گروه کنترل، عملکرد تحصیلی بهتری داشته و سطوح پایین تری از اضطراب امتحان و استرس تحصیلی را تجربه می کنند. شخصی سازی مسیر یادگیری، احساس خودکارآمدی و انگیزه درونی را در دانش آموزان تقویت می کند. علاوه بر این، توانایی هوش مصنوعی در ارائه حمایت عاطفی از طریق تعاملات همدلانه و غیرقضاوتی، فضای امنی را برای بیان احساسات و نگرانی ها ایجاد می کند.با این حال، پیاده سازی این فناوری ها با چالش هایی همچون حفظ حریم خصوصی داده ها، نیاز به زیرساخت های فنی مناسب، آموزش معلمان و مسائل اخلاقی مواجه است. این پژوهش ضمن تاکید بر مزایای بالقوه هوش مصنوعی، به ضرورت ایجاد چارچوب های اخلاقی و قانونی برای استفاده مسئولانه از این فناوری ها اشاره می کند. نتایج نشان می دهد که رویکرد ترکیبی که در آن هوش مصنوعی به عنوان مکمل تعاملات انسانی عمل می کند، موثرترین رویکرد برای بهبود فرآیند یادگیری و ارتقای سلامت روان دانش آموزان است. در نهایت، پیشنهادات کاربردی برای سیاست گذاران آموزشی، مدیران مدارس و معلمان ارائه شده است تا بتوانند از پتانسیل هوش مصنوعی برای خلق محیط های یادگیری شخصی شده و حمایت کننده بهره ببرند.

کلیدواژه ها:

هوش مصنوعی ، شخصی سازی آموزش ، یادگیری تطبیقی ، سلامت روان دانش آموزان ، فناوری آموزشی ، یادگیری ماشین ، سیستم های آموزشی هوشمند

نویسندگان

زبیده شیخزاده

دبیر آموزش و پرورش

فریده یزدانی مقدم

دبیر آموزش و پرورش

زهرا برخوردار

آموزگار آموزش و پرورش

فاطمه برخوردار

آموزگار آموزش و پرورش