تحولات دینی، سیاسی و اجتماعی ایران پس از انقلاب

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_1051

تاریخ نمایه سازی: 7 بهمن 1404

چکیده مقاله:

انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ نقطه عطفی بنیادین در تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور به شمار می آید که نه تنها ساختار قدرت سیاسی، بلکه الگوهای فرهنگی، اجتماعی و هویتی جامعه ایران را دگرگون ساخت. این انقلاب با فروپاشی نظام پادشاهی و استقرار جمهوری اسلامی، نوعی نظام سیاسی مبتنی بر تلفیق جمهوریت و اسلامیت را پدید آورد که در آن نهادهای دینی نقشی محوری در فرآیند تصمیم گیری سیاسی ایفا می کنند. شکل گیری نهادهایی چون ولایت فقیه، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، چارچوب جدیدی از حکمرانی را ایجاد کرد که تفاوت های اساسی با نظام های سیاسی پیشین و الگوهای متعارف دموکراسی لیبرال دارد.در حوزه سیاسی، ایران پس از انقلاب با چالش های متعددی از جمله تثبیت نظام جدید، جنگ تحمیلی، رقابت های جناحی، مسئله مشارکت سیاسی، و نسبت میان مردم سالاری و نظارت ایدئولوژیک مواجه بوده است. انتخابات به عنوان یکی از جلوه های مشارکت عمومی نقش مهمی در مشروعیت بخشی به نظام ایفا کرده، هرچند همواره محل مناقشه درباره میزان رقابت پذیری و آزادی سیاسی بوده است. همچنین سیاست خارجی جمهوری اسلامی، با تاکید بر استقلال، مقاومت در برابر سلطه خارجی و حمایت از جریان های همسو، تاثیر مستقیمی بر تحولات داخلی و مناسبات اجتماعی داشته است.از منظر اجتماعی، انقلاب اسلامی موجب بازتعریف ارزش ها، هنجارها و سبک زندگی در جامعه ایران شد. گسترش آموزش عالی، افزایش سطح سواد، رشد شهرنشینی و تحول در ساختار جمعیتی، از جمله پیامدهای مهم دوره پس از انقلاب به شمار می آیند. در عین حال، نقش دین در عرصه عمومی پررنگ تر شده و سیاست های فرهنگی مبتنی بر ایدئولوژی رسمی، تاثیرات گسترده ای بر حوزه هایی چون رسانه، آموزش، پوشش و روابط اجتماعی برجای گذاشته است. تحولات مربوط به جایگاه زنان، نسل جوان و اقشار جدید اجتماعی نیز نشان دهنده پویایی و پیچیدگی جامعه ایران در چهار دهه اخیر است.در مجموع، تحولات سیاسی و اجتماعی ایران پس از انقلاب اسلامی را می توان فرآیندی چندلایه، متناقض و در حال تکوین دانست که تحت تاثیر عوامل داخلی و خارجی، همزمان شامل عناصر تداوم و تغییر بوده است. بررسی این تحولات نیازمند رویکردی تاریخی–تحلیلی است که بتواند تعامل میان ساختار قدرت، ایدئولوژی، جامعه و تحولات جهانی را به درستی تبیین کند.

نویسندگان

فریبا واحدی

دبیر دینی

رقیه کامرانی کیا

دبیر تاریخ