واکاوی نقش فرهنگ سازمانی مدرسه در یادگیری دانش آموزان ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_1043

تاریخ نمایه سازی: 7 بهمن 1404

چکیده مقاله:

فرهنگ سازمانی مدرسه به عنوان مجموعه ای از ارزش ها، باورها، هنجارها، الگوهای رفتاری و روابط حاکم بر محیط آموزشی، نقشی اساسی در شکل دهی به فرایند یادگیری دانش آموزان، به ویژه در دوره ابتدایی، ایفا می کند. دوره ابتدایی به عنوان حساس ترین و زیربنایی ترین مرحله آموزش رسمی، محل شکل گیری نگرش ها، عادت های یادگیری و مهارت های اساسی شناختی، عاطفی و اجتماعی دانش آموزان است؛ از این رو، کیفیت فرهنگ حاکم بر مدرسه می تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم بر انگیزش، مشارکت، خودپنداره تحصیلی و در نهایت عملکرد تحصیلی آنان اثرگذار باشد. در چنین بافتی، فرهنگ سازمانی حمایتی، مشارکتی و مبتنی بر احترام متقابل، فرصتی فراهم می آورد تا دانش آموزان احساس امنیت روانی، تعلق به مدرسه و ارزشمندی کنند و در نتیجه، با انگیزه بیشتر در فعالیت های یادگیری درگیر شوند. پژوهش های مختلف نشان داده اند که مولفه هایی همچون روابط مثبت و صمیمی بین معلم و دانش آموز، همکاری سازنده میان کارکنان مدرسه، مشارکت فعال والدین در فرایند آموزشی، شفافیت انتظارات تحصیلی، وجود قوانین و مقررات منصفانه و قابل پیش بینی، و تاکید بر ارزش هایی نظیر تلاش، مسئولیت پذیری و روحیه پرسشگری، از عناصر کلیدی فرهنگ سازمانی موثر بر یادگیری محسوب می شوند. در مدارس ابتدایی که چنین فرهنگی حاکم است، معلمان به جای تمرکز صرف بر انتقال محتوا، نقش راهنما و تسهیل گر یادگیری را بر عهده می گیرند، فرصت تجربه، آزمایش و خطا به دانش آموزان داده می شود، بازخوردهای سازنده و تشویق های هدفمند جایگزین تنبیه و سرزنش می گردد و فضای کلاس ها از رقابت منفی و اضطراب آور به سمت همکاری، یادگیری همیارانه و رشد فردی و جمعی هدایت می شود. در مقابل، فرهنگ سازمانی آمرانه، خشک و مبتنی بر ترس می تواند به کاهش انگیزش درونی، افزایش اضطراب امتحان، شکل گیری نگرش منفی نسبت به مدرسه و افت تحصیلی در دانش آموزان منجر شود. هدف این پژوهش (یا این بحث نظری) تبیین نقش فرهنگ سازمانی مدرسه در ارتقای فرایند یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی و برجسته سازی ابعاد و مولفه های اصلی این فرهنگ است که می تواند یادگیری عمیق، پایدار و همه جانبه را تسهیل کند. بدین منظور، ابتدا ابعاد مختلف فرهنگ سازمانی مدرسه، شامل بعد ارزشی (باورها و ارزش های مشترک)، بعد هنجاری (قواعد و انتظارات رفتاری)، بعد تعاملی (روابط بین معلم، دانش آموز، مدیر و والدین)، بعد ساختاری (سیاست ها و شیوه های مدیریتی) و بعد نمادین (شعارها، مراسم، سنت ها و نمادهای مدرسه) مورد بررسی قرار می گیرد. سپس چگونگی تاثیر هر یک از این ابعاد بر مولفه های یادگیری دانش آموزان، نظیر انگیزش تحصیلی، علاقه به درس و مدرسه، مشارکت کلاسی، مهارت های اجتماعی، خودکارآمدی و عملکرد تحصیلی تحلیل می شود. یافته های نظری و شواهد پژوهشی نشان می دهد که فرهنگ سازمانی مثبت و یادگیرنده محور، با تقویت احساس خودکارآمدی و باور به توانایی موفقیت در دانش آموزان، ایجاد فرصت برای تجربه موفقیت های کوچک، احترام به تفاوت های فردی و فراهم کردن فضای امن برای طرح سوال و ابراز نظر، زمینه رشد شناختی و عاطفی آنان را فراهم می کند. علاوه بر این، نقش رهبری آموزشی مدیر مدرسه در شکل دهی و هدایت فرهنگ سازمانی، بسیار تعیین کننده است؛ مدیرانی که با رویکرد مشارکتی، حمایت از نوآوری، قدردانی از تلاش معلمان، و تاکید بر یادگیری مستمر، الگوی رفتاری مناسبی برای کارکنان و دانش آموزان ایجاد می کنند، می توانند فرهنگ سازمانی مدرسه را به سمت یادگیری محوری، تعاون و مسئولیت پذیری سوق دهند. در مجموع، توجه به فرهنگ سازمانی مدرسه نه تنها به عنوان یک متغیر زمینه ای، بلکه به عنوان یکی از اهرم های اصلی بهبود کیفیت یادگیری در دوره ابتدایی مطرح است. طراحی و اجرای برنامه های توانمندسازی معلمان، ارتقای مهارت های ارتباطی آنان، گسترش مشارکت اولیا، بازنگری در ساختار مدیریتی مدارس و تدوین سیاست های مدرسه محور که فرهنگ های حمایتی، سازنده و یادگیرنده را تقویت نمایند، می تواند تاثیر قابل توجهی بر ارتقای سطح یادگیری و رشد همه جانبه دانش آموزان ابتدایی داشته باشد. بر این اساس، نتایج این بحث می تواند برای سیاست گذاران آموزشی، مدیران مدارس، معلمان دوره ابتدایی و پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت در جهت برنامه ریزی برای بهبود فرهنگ سازمانی مدارس و ارتقای کیفیت یادگیری در این دوره حیاتی، راهگشا باشد.

نویسندگان

آزیتا حنیفی

آموزگار