نقش هوش مصنوعی در ارتقای یادگیری خودراهبر دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS04_5342
تاریخ نمایه سازی: 7 بهمن 1404
چکیده مقاله:
یادگیری خودراهبر (Self-Regulated Learning - SRL) به عنوان یکی از مهارت های کلیدی قرن بیست و یکم، نقشی محوری در موفقیت تحصیلی و مادام العمر دانش آموزان ایفا می کند. این مفهوم به توانایی دانش آموز در تعیین اهداف، برنامه ریزی، نظارت بر فرآیند یادگیری، و تنظیم راهبردهای شناختی و فراشناختی خود اشاره دارد. در عصر حاضر، با پیشرفت های خیره کننده در حوزه هوش مصنوعی (Artificial Intelligence - AI)، پتانسیل عظیمی برای دگرگون ساختن محیط های آموزشی و تقویت مولفه های یادگیری خودراهبر نمایان شده است. این پژوهش با هدف بررسی جامع و عمیق نقش هوش مصنوعی در ارتقای یادگیری خودراهبر دانش آموزان در نظام تعلیم و تربیت تدوین شده است.چالش اصلی در آموزش سنتی، ناتوانی در ارائه تجارب یادگیری کاملا شخصی سازی شده متناسب با نیازها، سبک ها و سرعت پیشرفت هر دانش آموز است. هوش مصنوعی، به ویژه از طریق الگوریتم های یادگیری ماشین (Machine Learning) و تحلیل داده های بزرگ آموزشی (Learning Analytics)، این امکان را فراهم می آورد که سیستم های آموزشی بتوانند مدل های دقیقی از وضعیت یادگیرنده ایجاد کرده و مداخلات آموزشی هدفمند را در زمان مناسب ارائه دهند. محور اصلی مداخله هوش مصنوعی، تسهیل مولفه های کلیدی SRL شامل خودآگاهی، خودکنترلی و خودانگیزشی است.در زمینه شخصی سازی یادگیری، سیستم های سازگار مبتنی بر هوش مصنوعی (Intelligent Tutoring Systems - ITS) قادرند محتوا، پیچیدگی مسائل، و مسیر یادگیری را بر اساس عملکرد لحظه ای دانش آموز تنظیم کنند. این تطابق پویا، نیاز دانش آموز به جستجوی منابع یا تکرار مطالب بیش از حد نیاز را کاهش داده و محیطی بهینه برای یادگیری فراهم می آورد که مستقیما بر روی فرایندهای تنظیم گری شناختی تاثیر می گذارد. برای مثال، ITS می تواند با ارائه بازخوردهای دقیق و به موقع درباره نحوه حل مسئله، دانش آموز را در مرحله نظارت و ارزیابی عملکردش یاری دهد.یکی از مهم ترین جنبه های یادگیری خودراهبر، تنظیم گری شناختی و فراشناختی است. هوش مصنوعی می تواند به عنوان یک "مربی فراشناختی" عمل کند. این سیستم ها با تحلیل الگوهای پاسخ دهی، می توانند تشخیص دهند که دانش آموز در کدام مرحله از حل مسئله دچار توقف شده یا استراتژی نامناسبی به کار گرفته است. سپس، با ارائه راهنمایی های فراشناختی (مانند "آیا پیش از شروع، استراتژی خود را مرور کردی؟")، دانش آموز را ترغیب به تفکر درباره فرآیند تفکر خود می کنند. این امر مستقیما به تقویت توانایی های فراشناختی مانند برنامه ریزی، نظارت و ارزیابی عملکرد منجر می شود (Spector & Ma, ۲۰۱۹).تاثیر هوش مصنوعی بر انگیزش درونی نیز قابل توجه است. محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی می توانند با ایجاد چالش های متناسب با سطح مهارت (منطقه مجاور رشد)، جلوگیری از احساس درماندگی ناشی از سختی بیش از حد، و ارائه نظام های تشویقی هوشمند (Gamification)، سطح تعامل و اشتیاق دانش آموز را افزایش دهند. همچنین، بازخوردهای سازنده ای که بر تلاش و استراتژی های به کارگرفته شده تمرکز دارند (به جای صرفا نتایج)، به تقویت خودکارآمدی و در نتیجه انگیزش درونی کمک می کند.ارزشیابی هوشمند (Intelligent Assessment) ابزار حیاتی دیگری است. سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی فراتر از نمره دهی سنتی عمل می کنند؛ آن ها می توانند الگوهای خطا را تحلیل کرده و تشخیص دهند که آیا خطا ناشی از عدم درک مفهوم بنیادی است یا صرفا یک اشتباه محاسباتی. این سطح از تشخیص، امکان ارائه بازخوردهای دقیق برای تنظیم راهبردهای یادگیری در دوره های بعدی را فراهم می سازد که جوهره یادگیری خودراهبر است.نقش معلم در این اکوسیستم دگرگون می شود. هوش مصنوعی جایگزین معلم نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای تقویت نقش تسهیل گری و مربیگری اوست. سیستم های تحلیلی هوش مصنوعی حجم عظیمی از داده های یادگیری را جمع آوری و پردازش می کنند و بینش هایی را در اختیار معلم قرار می دهند که با روش های سنتی قابل دستیابی نیست. معلم می تواند با استفاده از این داده ها (Learning Dashboards)، دانش آموزانی که نیاز به مداخله انسانی مستقیم در حوزه تنظیم گری (مثلا مشکلات انگیزشی یا ضعف های فراشناختی عمیق) دارند را شناسایی کرده و زمان خود را به جای تصحیح اوراق، صرف راهنمایی های فردی و پرورش مهارت های انسانی کند (Holmes et al., ۲۰۲۱).با این حال، به کارگیری موفقیت آمیز این فناوری ها نیازمند غلبه بر چالش های فنی، اخلاقی و اجرایی است. مسائلی نظیر حریم خصوصی داده ها، سوگیری های الگوریتمی (Algorithmic Bias) که می تواند شکاف های موجود آموزشی را تشدید کند، نیاز به زیرساخت های قوی فناوری، و آموزش معلمان برای استفاده موثر از این ابزارها، از موانع اصلی محسوب می شوند.نتیجه گیری این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی ابزاری انقلابی برای پرورش خودراهبری در دانش آموزان است، مشروط بر آنکه رویکردی انسان محور اتخاذ شود که در آن فناوری صرفا نقش تسهیل گر و تقویت کننده نقش حیاتی معلم را ایفا کند. پیاده سازی موفق مستلزم استراتژی های جامع سیاستی، سرمایه گذاری در زیرساخت ها و آموزش های تخصصی برای جامعه آموزشی است.
کلیدواژه ها:
هوش مصنوعی ، یادگیری خودراهبر ، تنظیم گری شناختی ، شخصی سازی یادگیری ، سیستم های آموزشی هوشمند (ITS) ، خودکارآمدی ، یادگیری تحلیلی ، نقش معلم ، بازخورد هوشمند ، فراشناخت
نویسندگان
فاطمه نوری
آموزگار
ناهید زارعی جلال آبادی
معاون پرورشی
ملیحه راهدار
آموزگار
زهرا اسدی پور
آموزگار
پریسا کردان
دبیر