رویکرد پدیدارشناسی به مضامین عرفانی ادبیات فارسی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_1024
تاریخ نمایه سازی: 7 بهمن 1404
چکیده مقاله:
رویکرد پدیدارشناسی به مضامین عرفانی در ادبیات فارسی، تلاشی است برای فهم تجربه ی زیسته ی عارفانه آن گونه که در متن ادبی ظهور می یابد، بی آن که از پیش آن را در قالب دستگاه های کلامی، فلسفی یا تاریخی فروبکاهیم. پدیدارشناسی با تعلیق پیش فرض ها (اپوخه) و تمرکز بر «چگونگی ظهور معنا در آگاهی»، امکان خوانشی فراهم می کند که در آن متن عرفانی نه به عنوان گزارشی نمادین از مفاهیم انتزاعی، بلکه به مثابه میدان بروز تجربه ی وجودی انسان سالک فهم می شود. در این چارچوب، مفاهیمی چون عشق، فنا، بقا، حیرت، سلوک، وصال و فراق، نه صرفا اصطلاحات عرفانی، بلکه پدیدارهایی هستند که در افق آگاهی شاعر یا عارف و در نسبت با جهان، خود و امر قدسی معنا می یابند.در ادبیات فارسی، به ویژه در آثار سنایی، عطار، مولوی، حافظ و دیگر متون عرفانی، زبان شعر نقشی اساسی در امکان پذیر ساختن ظهور این پدیدارها دارد. از منظر پدیدارشناختی، زبان عرفانی زبانی ارجاعی یا گزارشی صرف نیست، بلکه زبانی است که تجربه را «به حضور» می آورد. استعاره ها، تمثیل ها و پارادوکس های زبانی، ابزارهایی هستند برای بیان تجربه هایی که از منطق عادی و زبان مفهومی می گریزند. بدین ترتیب، شعر عرفانی به عنوان نحوه ای از «گفتار پدیدارشناختی» عمل می کند که می کوشد ساحت های ناپیدای تجربه را قابل شهود سازد.رویکرد پدیدارشناسی همچنین امکان تحلیل نسبت میان «من شاعر»، «دیگری» و «امر مطلق» را فراهم می آورد. تجربه ی عرفانی در بسیاری از متون فارسی، با گسست از خود عادی و ورود به افقی نو از معنا همراه است؛ افقی که در آن تمایز میان سوژه و ابژه، عاشق و معشوق، یا انسان و خداوند دچار تعلیق یا دگرگونی می شود. پدیدارشناسی، به ویژه در خوانش های متاثر از هوسرل، هایدگر و مرلو-پونتی، می تواند نشان دهد که این دگرگونی ها چگونه در ساختار آگاهی و زیست جهان شاعر رخ می دهند و چگونه در زبان ادبی متجلی می شوند.در نهایت، به کارگیری رویکرد پدیدارشناسی در مطالعه ی مضامین عرفانی ادبیات فارسی، افق تازه ای در پژوهش های ادبی و عرفانی می گشاید؛ افقی که در آن متن نه صرفا موضوع تفسیر تاریخی یا ایدئولوژیک، بلکه عرصه ی ظهور تجربه ی وجودی انسان در مواجهه با امر قدسی است. این رویکرد می تواند به فهمی ژرف تر از معنای زیسته ی عرفان فارسی و جایگاه آن در تجربه ی انسانی دست یابد و پیوندی میان ادبیات، فلسفه و مطالعات وجودی برقرار سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
کامران امیری چوندرق
دبیر ادبیات