شعر عرفانی به مثابه زبان هستی شناسی تاریخ؛ تبیینی بر ظهور تفکر حضوری - تاریخی در عرفان، فلسفه و شعر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 1

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CIR-4-16_001

تاریخ نمایه سازی: 7 بهمن 1404

چکیده مقاله:

درک تحولات تاریخی و معنای ادوار هستی، از مسائل اساسی در فلسفه تاریخ و هستی شناسی تمدنی است. پرسش از چیستی روح زمانه، در واقع پرسش از امکان های تاریخی بشر برای روی آوردن به هستی و ساختن جهانی تمدنی است. هایدگر با مفهوم دازاین و تحلیل تاریخ هستی، زمینه ای برای تامل در این نسبت گشود. از سوی دیگر، عرفان اسلامی نیز با بنیاد علم الاسماء، نگاهی هستی شناختی به تاریخ دارد و هر عصر را تجلی اسمی از اسماء الهی می داند. در این مقاله، با تحلیل تطبیقی این دو دستگاه فکری، نشان داده می شود که عرفان اسلامی به ویژه در قالب شعر فارسی، صورت بندی ای از تاریخ و هستی در افق تمدن اسلامی ارائه می دهد. شعر عرفانی تنها بیانی شاعرانه یا فردی نیست، بلکه زبان حضور در زمان باقی و نسبتی زنده با سنت است. بازخوانی شعر عرفانی از این منظر، نه فقط راهی برای فهم سنت، بلکه برای بازیابی افق تمدنی اسلام در برابر بحران های روح زمانه است. این مقاله می کوشد شعر و سنت عرفانی را به مثابه صورت های زنده تفکر تمدنی در نسبت با تاریخ هستی بررسی کند.

نویسندگان

وحید یامین پور

استادیار، دانشگاه بین المللی سوره، تهران، ایران