تقویت سلامت روان دانش آموزان از طریق فعالیت های تلفیقی مشاوره، هنر درمانی و فعالیت بدنی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 2

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PSHR-2-4_120

تاریخ نمایه سازی: 7 بهمن 1404

چکیده مقاله:

سلامت روان دانش آموزان در دوره نوجوانی به عنوان یکی از مهم ترین مولفه های رشد همه جانبه و موفقیت تحصیلی شناخته می شود؛ با این حال، در سال های اخیر شاهد افزایش قابل توجه نشانه های اضطراب، افسردگی و کاهش بهزیستی روان شناختی در میان دانش آموزان ایرانی بوده ایم. فشارهای تحصیلی، تغییرات هورمونی دوران بلوغ، محدودیت های روابط اجتماعی و کمبود برنامه های مداخله ای نظام مند، از جمله عوامل اصلی این چالش ها به شمار می روند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی یک برنامه مداخله ای تلفیقی مبتنی بر مشاوره گروهی، هنر درمانی و فعالیت بدنی منظم بر کاهش اضطراب و افسردگی و ارتقای بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دوره متوسطه اول انجام شد. این مطالعه از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه های هفتم تا نهم مدارس دولتی شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ تعیین گردید. نمونه پژوهش مشتمل بر ۶۰ نفر (۳۰ نفر در گروه تجربی و ۳۰ نفر در گروه کنترل) بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه تخصیص یافتند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس اضطراب بک (BAI)، مقیاس افسردگی بک نسخه دوم (BDI-II) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (PWBS) بود که پایایی آن ها با آلفای کرونباخ در محدوده ۰.۸۵ تا ۰.۹۲ تایید شد. مداخله در قالب ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) به مدت شش هفته اجرا گردید. هر جلسه شامل سه بخش متوالی بود: ۳۰ دقیقه مشاوره گروهی با رویکرد شناختی-رفتاری و حمایت محور، ۳۰ دقیقه فعالیت های هنر درمانی (عمدتا مبتنی بر نقاشی، خلق تصاویر و بیان خلاقانه) و ۳۰ دقیقه فعالیت بدنی گروهی با شدت متوسط (بازی های حرکتی، تمرینات تنفسی و حرکات کششی). یافته های حاصل از تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t وابسته و مستقل نشان داد که در گروه تجربی، میانگین نمره اضطراب از ۲۸.۴ ± ۶.۲ به ۱۵.۲ ± ۴.۱ کاهش یافت (p < ۰.۰۰۱)، میانگین افسردگی از ۲۴.۷ ± ۵.۸ به ۱۲.۸ ± ۴.۳ رسید (p < ۰.۰۰۱) و میانگین بهزیستی روان شناختی از ۷۸.۳ ± ۹.۱ به ۹۴.۶ ± ۷.۴ افزایش یافت (p < ۰.۰۰۱).اندازه اثر محاسبه شده (Cohen’s d) در متغیرهای مذکور به ترتیب ۱.۱۲، ۰.۹۸ و ۱.۳۵ بود که همگی در محدوده بسیار بزرگ (large effect size) قرار می گیرند و بیانگر تاثیر بسیار قوی و عملی این مداخله تلفیقی بر ابعاد مختلف سلامت روان دانش آموزان است.در مقابل، در گروه کنترل تغییرات معناداری مشاهده نشد. نتایج این پژوهش تایید می کند که رویکرد تلفیقی مبتنی بر ترکیب سه مولفه مشاوره، هنر درمانی و فعالیت بدنی می تواند به عنوان یک راهبرد موثر، کارآمد و نسبتا کم هزینه در ارتقای سلامت روان دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می شود برنامه های مشابه با تاکید بر پایداری و گسترش به سایر مقاطع تحصیلی و مناطق جغرافیایی کشور اجرا و ارزیابی شوند.

نویسندگان

مهین احمد کهنی

کارشناسی هنرهای تجسمی