واکاوی تجارب زیسته معلمان ابتدایی در مواجهه با دانش آموزان با نیازهای ویژه: یک مطالعه پدیدارشناسی کیفی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MANAGEMENTCONF05_406
تاریخ نمایه سازی: 7 بهمن 1404
چکیده مقاله:
مطالعه حاضر با هدف واکاوی عمیق تجارب زیسته و درک ماهیت مواجهه معلمان ابتدایی با دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در چارچوب کلاس درس عادی انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی ون منن به اجرا درآمد. جامعه پژوهش شامل کلیه معلمان پایه اول تا ششم ابتدایی شاغل در مدارس عادی دولتی و غیردولتی منطقه ۳ و ۵ آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ بود. از این جامعه، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی و با در نظر گرفتن معیارهای ورود، تعداد ۲۴ نفر از معلمان (۱۶ زن و ۸ مرد) با دامنه سابقه تدریس ۶ تا ۲۸ سال و با حداکثر تنوع از نظر پایه تدریس، نوع معلولیت دانش آموز و نوع مدرسه انتخاب شدند. نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری داده ها ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق فردی و نیز تشکیل دو گروه متمرکز (Focus Group) ۶ نفره جمع آوری شد. کلیه مصاحبه ها ضبط، کلمه به کلمه پیاده سازی و برای تحلیل، وارد نرم افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۰ شد. تحلیل داده ها با رویکرد تحلیل مضمون تفسیری بر اساس روش براون و کلارک (۲۰۰۶) در شش مرحله انجام گرفت. برای اطمینان از اعتبار و پایایی، از راهبردهای چهارگانه لینکلن و گوبا شامل: قابلیت اعتماد (Credibility)، انتقال پذیری (Transferability)، اتکاپذیری (Dependability) و تاییدپذیری (Confirmability) استفاده شد. یافته ها در قالب ۵ مضمون سازمان دهنده، ۱۴ مضمون فرعی و ۵۶ کد اولیه استخراج و سازماندهی شدند. مضامین اصلی عبارت بودند از: ۱. زیستن در فضای تعارض: چالش های چند لایه، ۲. هنرمندی در میدان عمل: راهبردهای انطباقی و خلاق، ۳. هیجانی در کشمکش: فراز و فرودهای عاطفی، ۴. طلبگی برای نظام حمایتگری: نیازهای برآورده نشده و ۵. تحول در نگرش: گذار از مفهوم معلولیت به تفاوت. نتایج نشان داد تجربه معلمان، فراتر از یک چالش ساده آموزشی، یک پدیده زیست جهانی پیچیده است که در آن احساس مسئولیت اخلاقی، محدودیت های ساختاری، و خلاقیت حرفه ای درهم تنیده شده اند. این مطالعه نتیجه می گیرد که تحقق موفقیت آمیز آموزش فراگیر، مستلزم عبور از نگاه فردمحور به معلم و حرکت به سمت ایجاد یک اکوسیستم حمایتی مدرسه محور و چند وجهی است که در آن آموزش تخصصی، پشتیبانی روان شناختی، کاهش بار اداری و تجهیز منابع به صورت یکپارچه دیده شود.
کلیدواژه ها:
تجربه زیسته ، معلم ابتدایی ، دانش آموز با نیازهای ویژه ، آموزش فراگیر ، تلفیق ، پدیدارشناسی ، تحلیل مضمون
نویسندگان
صبریه پروین
کارشناس ارشد مدیریت آموزشی
خدیجه درکه ای
کارشناس آموزش ابتدایی
گلشن کریمی
کارشناسی آموزش ابتدایی