بررسی تاثیر نقش طلاق والدین در افزایش اختلالات رفتاری در کودکان و دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_3223

تاریخ نمایه سازی: 7 بهمن 1404

چکیده مقاله:

طلاق والدین یکی از مهم ترین دگرگونی های ساختاری در نظام خانواده به شمار می رود که می تواند آثار گسترده ای بر رشد هیجانی، اجتماعی و رفتاری کودکان و دانش آموزان بر جای گذارد. پژوهش ها نشان می دهد که تجربه طلاق، فراتر از یک جدایی حقوقی، مجموعه ای از استرس های پایدار شامل تعارضات میان والدی، بی ثباتی عاطفی، تغییرات اقتصادی، کاهش نظارت تربیتی و جابه جایی محیطی را برای کودک ایجاد می کند. این تنش های چندبعدی غالبا منجر به بروز اختلالات رفتاری می شود؛ اختلالاتی که از شکل گیری رفتارهای برون ریز مانند پرخاشگری، لجبازی، قانون گریزی و بیش فعالی تا رفتارهای درون ریز شامل اضطراب، افسردگی، انزوا، اختلال خواب و افت عزت نفس را در بر می گیرند. شدت این مشکلات معمولا به کیفیت روابط والدین پس از جدایی، نحوه سازگاری آنان با شرایط جدید، میزان حمایت اجتماعی موجود، و ظرفیت های عاطفی و شناختی کودک وابسته است.در محیط مدرسه نیز پیامدهای طلاق به صورت کاهش انگیزه تحصیلی، افت تمرکز، غیبت های مکرر، کاهش مشارکت کلاسی و دشواری در تعامل با همسالان نمود می یابد. نقش مدرسه و مشاوران آموزشی در این میان بسیار برجسته است؛ زیرا این نهاد می تواند با شناسایی زودهنگام نشانه ها، اجرای برنامه های روان آموزی، تقویت مهارت های مقابله ای و ارائه حمایت های هیجانی، از تشدید مشکلات رفتاری پیشگیری کند. یافته های پژوهشی مورد بررسی در این مقاله، هم راستا با نظریه های دلبستگی، سیستم های خانواده و استرس–فشار، نشان می دهد که طلاق زمانی بیشترین آسیب را ایجاد می کند که تعارضات والدین شدید باشد و کودک در محیطی فاقد ثبات عاطفی و حمایتی قرار گیرد. در مقابل، زمانی که والدین قادرند همکاری سازنده ای پس از طلاق داشته باشند و شبکه حمایتی مدرسه و جامعه فعال باشد، میزان اختلالات رفتاری به طور چشمگیری کاهش می یابد.این مقاله نتیجه می گیرد که طلاق یک رویداد آسیب زا اما الزما تخریب کننده نیست؛ بلکه کیفیت مدیریت روابط والدین، نحوه تطابق آنان با شرایط جدید، و دسترسی کودک به حمایت های روانی–اجتماعی تعیین کننده شدت و گستره مشکلات رفتاری است. بر اساس این تحلیل، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی والدگری پس از طلاق، مداخلات مبتنی بر مدرسه، مشاوره کودک و تقویت مهارت های تنظیم هیجان به عنوان اقدامات کلیدی برای کاهش پیامدهای منفی طلاق و حمایت از رشد سالم کودکان مورد توجه قرار گیرد.

نویسندگان

بیتا بستانی

کارشناسی ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی

بتول رضایی

لیسانس تربیت بدنی و علوم ورزشی