طراحی الگوهای بومی برای ارزشیابی بر شایستگی های فراشناختی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 2

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_3220

تاریخ نمایه سازی: 7 بهمن 1404

چکیده مقاله:

در نظام آموزشی ایران، الگوهای ارزشیابی غالبا در چارچوب سنجش عملکردهای شناختی سطح پایین تعریف شده اند و به مولفه های فراشناختی، چون بازبینی ذهنی، تنظیم تفکر و خودپایش، کم تر می پردازند. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی به طراحی الگویی بومی برای ارزشیابی مبتنی بر شایستگی های فراشناختی می پردازد که بتواند در متن فرهنگی و تربیتی ایران مولفه های یادگیری پایدار، خودتنظیمی و تفکر تاملی را توسعه دهد. این الگو بر بنیان نظریه های ویگوتسکی (داربست سازی و ناحیه مجاور رشد)، بندورا (خودکارآمدی و تعامل سه سویه)، راجرز (یادگیری اصیل و نگرش انسانی)، دیویی (تفکر تاملی و تجربه یادگیری)، Deci & Ryan (خودتعیینی و انگیزش درونی)، سن (توانمندسازی و عدالت آموزشی)، ناسم و گلدمن (تفکر نقاد و هوش هیجانی) بنا می شود.در این تحلیل، ارزشیابی نه به مثابه نظام نمره دهی بلکه به عنوان فرایند شناختی–اجتماعی در نظر گرفته می شود که می تواند از طریق بازخوردهای تامل برانگیز، گفتگوهای یادگیری، و خودسنجی های هدایت شده، شایستگی های فراشناختی دانش آموزان را تقویت کند. الگوی پیشنهادی با ترکیب سه مولفه اصلی طراحی (سنجش فرایند، بازخورد تحلیل گر، و مشارکت یادگیرنده)، به دنبال گذار از سنجش ایستا به سنجش پویا است. در این الگو، معلم نقش تسهیل گر شناخت و همراه در مسیر رشد فراشناختی شاگرد را ایفا می کند و ارزشیابی به صورت چرخه ای از مشاهده، گفت وگو، اصلاح و بازسازی تعریف می شود. در اجرای بومی این الگو، عوامل فرهنگی، زبان آموزشی، و زمینه اجتماعی یادگیری لحاظ شده است.نتیجه تحلیل نشان می دهد که ارزشیابی مبتنی بر شایستگی های فراشناختی می تواند موجب شکل گیری یادگیری خودتنظیم، تقویت تفکر انتقادی، و ارتقای کیفیت آموزش در سطح مدرسه شود. این تغییر پارادایم مستلزم بازنگری در برنامه های تربیت معلم، شیوه های بازخورد دادن، و نظام سنجش رسمی است تا ارزشیابی به ابزاری برای رشد انسانی تبدیل گردد، نه قضاوت کمی.

نویسندگان

منیره ناظری

کارشناسی روانشناسی