واکاوی تجارب زیسته معلمان ابتدایی در مواجهه با دانش آموزان دارای اختلال شخصیت ضداجتماعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_970

تاریخ نمایه سازی: 7 بهمن 1404

چکیده مقاله:

اختلال شخصیت ضداجتماعی به عنوان یکی از اختلالات رفتاری شخصیتی، در صورت بروز نشانه های اولیه در دوران کودکی، می تواند پیامدهای جدی فردی، آموزشی و اجتماعی به دنبال داشته باشد. دوره ابتدایی به سبب نقش بنیادین آن در جامعه پذیری، شکل گیری شخصیت و رشد هیجانی رفتاری کودکان، مرحله ای حساس برای شناسایی و مدیریت رفتارهای مسئله ساز محسوب می شود. معلمان ابتدایی به عنوان نخستین کنشگران تربیتی رسمی، نقش محوری در مواجهه، درک و برخورد با دانش آموزانی دارند که نشانه هایی از رفتارهای ضداجتماعی مانند پرخاشگری، عدم رعایت قوانین، فقدان همدلی، دروغگویی و تخطی مداوم از هنجارهای مدرسه را بروز می دهند. ازاین رو، واکاوی تجارب زیسته معلمان در این زمینه می تواند به فهم عمیق تری از چالش ها، راهبردها و نیازهای حرفه ای آنان بینجامد.هدف پژوهش حاضر، واکاوی تجارب زیسته معلمان ابتدایی در مواجهه با دانش آموزان دارای نشانه های اختلال شخصیت ضداجتماعی است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام شده و مشارکت کنندگان آن را معلمان ابتدایی دارای تجربه مستقیم تعامل آموزشی تربیتی با این گونه دانش آموزان تشکیل داده اند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون یا کلایزی تحلیل شده اند.یافته های پژوهش نشان می دهد که معلمان در مواجهه با این دانش آموزان، مجموعه ای از تجارب پیچیده و چندبعدی را تجربه می کنند که در قالب مضامین اصلی چون «احساس ناتوانی و فرسودگی روانی»، «چالش در مدیریت کلاس و حفظ نظم»، «ابهام در تشخیص مرز بین بدرفتاری و اختلال شخصیتی»، «تعارض نقش تربیتی و انضباطی»، «فقدان حمایت تخصصی و نهادی»، و «تلاش برای به کارگیری راهبردهای فردی و خلاقانه» قابل طبقه بندی است. همچنین معلمان بر اهمیت همکاری والدین، نقش مشاوران مدرسه، آموزش های تخصصی ضمن خدمت و وجود سیاست های حمایتی مدرسه محور تاکید داشته اند.نتایج این پژوهش بیانگر آن است که عدم آمادگی حرفه ای معلمان در حوزه اختلالات شخصیت کودک، فقدان دستورالعمل های مشخص آموزشی تربیتی و کمبود حمایت روان شناختی، می تواند منجر به تشدید فشارهای شغلی و کاهش اثربخشی عملکرد معلمان شود. ازاین رو، پیشنهاد می شود برنامه های توانمندسازی معلمان، مداخلات بین رشته ای و رویکردهای پیشگیرانه مبتنی بر مدرسه، به عنوان بخشی از نظام آموزش ابتدایی مورد توجه جدی قرار گیرد. این پژوهش می تواند مبنایی برای طراحی سیاست ها و مداخلات آموزشی موثر در جهت بهبود سلامت روانی دانش آموزان و ارتقای کیفیت آموزش در مدارس ابتدایی فراهم آورد.

نویسندگان

مینا محمدی

مدیر آموزگار