کاربرد یافته های علوم اعصاب شناختی در طراحی آموزش موثر برای دانش آموزان دوره ابتدایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 1
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFOSTTPA03_2972
تاریخ نمایه سازی: 5 بهمن 1404
چکیده مقاله:
آموزش مبتنی بر علوم اعصاب شناختی (Neuroeducation) به عنوان یک رویکرد نوین و بین رشته ای، در سال های اخیر توجه پژوهشگران و متخصصان تعلیم و تربیت را به ویژه در حوزه آموزش ابتدایی به خود جلب کرده است. این رویکرد با تلفیق دانش علوم اعصاب، روان شناسی شناختی و آموزش، تلاش می کند فرایند یاددهی–یادگیری را با سازوکارهای طبیعی مغز کودک هماهنگ سازد و از این طریق، کیفیت یادگیری و اثربخشی آموزش را ارتقا دهد. از آنجا که دوره ابتدایی یکی از حساس ترین مراحل رشد شناختی، هیجانی و اجتماعی کودکان به شمار می رود، بهره گیری از یافته های علمی درباره عملکرد مغز در این مقطع می تواند نقش مهمی در شکل گیری بنیان های یادگیری پایدار ایفا کند.هدف این مقاله، ارائه یک مرور علمی بر پژوهش های معاصر در حوزه آموزش مبتنی بر علوم اعصاب شناختی و بررسی ظرفیت ها، فرصت ها و چالش های کاربرد آن در آموزش ابتدایی است. مقاله حاضر با رویکردی مروری–تحلیلی، تلاش می کند مفاهیم کلیدی علوم اعصاب مرتبط با یادگیری کودک، از جمله توجه، حافظه، انگیزش، تنظیم هیجان و انعطاف پذیری عصبی را تبیین کرده و پیامدهای آموزشی آن ها را برای طراحی روش های تدریس موثر در کلاس های ابتدایی بررسی کند. نتایج مطالعات مرورشده نشان می دهد که آموزش هماهنگ با نحوه عملکرد مغز می تواند به افزایش مشارکت دانش آموزان، بهبود یادگیری عمیق، کاهش اضطراب تحصیلی و تقویت خودکارآمدی کودکان منجر شود.با این حال، یافته ها حاکی از آن است که انتقال مستقیم دانش علوم اعصاب به محیط های آموزشی بدون درنظرگرفتن زمینه های پداگوژیک و تربیتی، می تواند منجر به سوءبرداشت ها و شکل گیری باورهای نادرست علمی شود. ازاین رو، نقش معلم ابتدایی به عنوان واسطه ای آگاه و آموزش دیده در تفسیر و به کارگیری صحیح این یافته ها بسیار حائز اهمیت است. در پایان، مقاله بر ضرورت توسعه آموزش حرفه ای معلمان، طراحی چارچوب های کاربردی مبتنی بر شواهد علمی و انجام پژوهش های میدانی بیشتر برای ارزیابی اثربخشی واقعی آموزش مبتنی بر علوم اعصاب در کلاس های ابتدایی تاکید می کند.
کلیدواژه ها:
آموزش مبتنی بر مغز ، علوم اعصاب تربیتی ، یادگیری ابتدایی ، سازوکارهای شناختی ، انعطاف پذیری عصبی ، طراحی آموزشی
نویسندگان
لیلا اسلامی
نویسنده اول