بررسی تاثیر روش های مختلف ذخیره نزولات و تیمارهای اصلاحی خاک بر استقرار و شاخص های رشد گیاه دیوخار (Lycium depressum (L.)) و سیاه تاغ (Haloxylon ammodendron (C.A. Mey.))
محل انتشار: پژوهش های حفاظت آب و خاک، دوره: 32، شماره: 3
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 1
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JWSC-32-3_005
تاریخ نمایه سازی: 5 بهمن 1404
چکیده مقاله:
سابقه و هدف: یکی از بزرگ ترین محدودیت های رشد و نمو پوشش گیاهی در مناطق خشک و نیمه خشک، کمبود دسترسی به منابع آب شیرین است. در این مناطق، بارندگی نه تنها ناکافی است، بلکه توزیع نامناسبی نیز دارد. به طوری که بیشتر بارش ها در دوره های کوتاه و با شدت زیاد اتفاق می افتد. این شرایط باعث می شود که خاک نتواند به اندازه کافی آب را جذب کند و بخش عمده ای از آن به صورت رواناب هدر رود. برای مقابله با این مشکل، مدیریت بارش های جوی از طریق روش های مکانیکی مانند ذخیره نزولات و استحصال آب باران از اقدامات موثر و اساسی محسوب می شود. با این حال، روش های مکانیکی پس از گذشت چند سال ممکن است کارایی اولیه خود را از دست داده و نیاز به نگهداری و بازسازی داشته باشند. از سوی دیگر، با توجه به لزوم ایجاد پوشش گیاهی پایدار در بوم سازگان مناطق خشک و نیمه خشک، استفاده از روش های زیستی در کنار عملیات مکانیکی ضروری است. دیوخار (L.depressum) و سیاه تاغ (H.ammodendron)از گونه های گیاهی مقاوم به خشکی هستند که به شرایط سخت محیطی سازگار بوده و می توان جهت کشت در مراتع و اراضی تخریب شده از آن ها استفاده کرد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر روش های ذخیره نزولات و تیمارهای اصلاحی خاک بر استقرار و رشد دو گونه مرتعی دیوخار و سیاه تاغ در نواحی بیابانی جنوب استان خراسان شمالی (شهرستان جاجرم) انجام شد.مواد و روش ها: منطقه مورد مطالعه بخشی از نواحی بیابانی جنوب استان خراسان شمالی بوده که در شمال شهرستان جاجرم و در منطقه دشتی واقع شده است. این محدوده از انتهای معادن کارخانه آلومینا شروع شده و تا پایین دست محدوده کارخانه آلومینای جاجرم در فاصله شش کیلومتری کارخانه ادامه می باید. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در ۱۳ تکرار انجام شد و گونه های مورد نظر بمنظور کاهش رقابت و افزایش زنده مانی در فاصله پنج متری از یکدیگر مستقر شدند. برای انجام این پروژه سیستم های ذخیره نزولات هلالی آبگیر، پیتینگ و کنتورفارو (پتانسیل ذخیره رطوبت) به همراه پنج تیمار در سطوح مختلف (بهبود کیفیت خاک و رشد گیاه) شامل تیمارهای نانوذرات رس اکریلیک (تیمار ۱% نانوذرات رس- رزین اکریلیک و تیمار ۳% درصد نانوذرات رس- رزین اکریلیک) بمنظور افزایش نگه داشت مواد غذایی، قارچ مایکوریزا (۳ نوع مختلف قارچ های مایکوریزا شامل Glomus intraradices، Glomus mosseae و Glomus pasciculatum) بمنظور ارتباط موثر آن ها با ریشه گیاهان، خاک پوش کاه بمنظور حفظ رطوبت و کاهش نوسانات درجه حرارت، زئولیت (۲سطح ۳۰۰ و ۶۰۰گرم) بمنظور بهبود ساختمان خاک و موجودیت مواد غذایی و شاهد در نظر گرفته شد. خصوصیات گونه های مستقر شده از جمله زنده مانی پایه ها (استقرار)، تاج پوشش، ارتفاع گیاه، قطر بزرگ و قطر کوچک در سال اول پس از استقرار اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها و تحلیل های آماری شامل تجزیه واریانس و مقایسات میانگین (آزمون توکی) با استفاده از نرم افزار MiniTab نسخه ۱۶ به تفکیک هرگونه صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد در گونه دیوخار، روش کنتورفارو با درصد استقرار بالاتر (۱۴/۹۹ درصد) نسبت به روش های پیتینگ و هلالی آبگیر، عملکرد بهتری داشت. برای گونه سیاه تاغ نیز روش کنتور فارو با ۵۹/۸۸ درصد، بیشترین استقرار و روش پیتینگ با ۴۶/۷۹ درصد، کمترین استقرار را داشته است. تیمارهای اصلاحی در گونه دیوخار تنها بر قطر کوچک گیاه تاثیر معنی داری داشتند و در گونه سیاه تاغ، تاثیر معنی داری مشاهده نشد. سیستم های ذخیره نزولات در گونه دیوخار تاثیر معنی داری بر تمامی صفات رویشی (تاج پوشش، ارتفاع گیاه، قطر بزرگ و قطر کوچک) و در گونه سیاه تاغ بر قطر بزرگ و تاج پوشش داشتند. مقایسه میانگین عوامل مورد بررسی و گروه بندی آن ها در تیمارها و بسترکاشت های گونه دیوخار نشان داد که بیشترین میانگین ارتفاع گیاه در تیمار نانو ۱% و کمترین آن در تیمار قارچ نوع۲ بوده است. بیشترین میانگین قطر بزرگ گیاه در تیمار نانو ۳% و کمترین آن در تیمار قارچ نوع۲ بوده است. بیشترین میانگین قطر کوچک گیاه در تیمار شاهد و کمترین آن در تیمار کاه و کلش بوده است. بیشترین میانگین سطح تاج پوشش گیاه در تیمار نانو ۳% و کمترین آن در تیمار قارچ نوع ۱ بوده است؛ بیشترین میانگین ارتفاع، قطر بزرگ، قطر کوچک و سطح تاج پوشش مربوط به بستر کاشت پیتینگ بوده است. مقایسه میانگین عوامل مورد بررسی و گروه بندی آن ها در تیمارها و بستر کاشت های گونه سیاه تاغ نشان داد که بیشترین میانگین ارتفاع گیاه در تیمار زئولیت ۳۰۰ گرم و کمترین آن در تیمار نانو ۱% بوده است. بیشترین میانگین قطر بزرگ گیاه در تیمار زئولیت ۳۰۰ گرم و کمترین آن در تیمار نانو ۱% بوده است؛ بیشترین میانگین قطر کوچک گیاه در تیمار زئولیت ۳۰۰گرم و کمترین آن در تیمار نانو ۱% بوده است. بیشترین میانگین سطح تاج پوشش گیاه در تیمار زئولیت ۳۰۰گرم و کمترین آن در تیمار نانو ۱% بوده است. بیشترین میانگین سطح تاج پوشش و قطر بزرگ مربوط به بستر کاشت پیتینگ بوده است. همچنین بیشترین میانگین ارتفاع و قطر کوچک مربوط به بستر کاشت فارو بوده است. افزایش صفات رویشی عمدتا به دلیل استفاده از روش های موثر ذخیره نزولات و تیمارهای اصلاحی مانند زئولیت و نانوذرات رس-رزین اکریلیک بود، در حالی که کاهش صفات رویشی به دلیل تیمارهای با کارایی کمتر مانند نانو ۱% و قارچ مایکوریزا مشاهده شد. همچنین، گونه های مختلف به طور متفاوتی به این تیمارها پاسخ دادند که نشان دهنده اهمیت انتخاب روش ها و تیمارهای مناسب برای هر گونه است.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تیمارهای اصلاحی خاک تاثیرات متفاوتی بر این دو گونه داشتند. با توجه به شرایط سخت محیطی، در گونه دیوخار، تیمارهای اصلاحی تنها بر قطر کوچک گیاه تاثیر معنی داری نشان دادند، در حالی که در گونه سیاه تاغ، هیچ گونه تاثیر معنی داری از این تیمارها مشاهده نشد. این تفاوت در پاسخ دو گونه به تیمارهای اصلاحی خاک می تواند ناشی از تفاوت در ویژگی های فیزیولوژیکی و بوم شناختی آن ها باشد. دیوخار ممکن است به دلیل سازگاری بیشتر با شرایط خاک بهبودیافته، واکنش بهتری به تیمارهای اصلاحی نشان داده باشد، در حالی که سیاه تاغ ممکن است به دلیل مقاومت ذاتی بیشتر به شرایط نامساعد خاک، کمتر تحت تاثیر این تیمارها قرار گرفته باشد. از سوی دیگر، در این مطالعه مشخص شد که روش کنتورفارو به دلیل ایجاد توزیع یکنواخت رواناب و نفوذ بهتر آب در خاک برای هر دو گونه عملکرد بهتری نسبت به سایر سیستم های ذخیره نزولات داشته است. یافته ها نشان داد که برای مشاهده اثرات طولانی مدت تیمارهای اصلاحی خاک، نیاز به داده های بلندمدت وجود دارد. در کوتاه مدت، ممکن است تغییرات محسوسی در برخی پارامترهای رشد گیاهان مشاهده نشود، اما با گذشت زمان و بهبود تدریجی ساختار و حاصلخیزی خاک، اثرات مثبت این تیمارها می تواند بیشتر نمایان شود. بنابراین، انجام مطالعات بلندمدت برای ارزیابی دقیق تر تاثیر تیمارهای اصلاحی خاک بر رشد و استقرار گونه های گیاهی در مناطق خشک و نیمه خشک ضروری است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محسن حسینعلی زاده
گروه مدیریت مناطق بیابانی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران
حسن یگانه
گروه مدیریت مرتع، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران
وحید آرانیان
گروه مدیریت مرتع، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران
علی محمدیان بهبانی
گروه مدیریت مناطق بیابانی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران
خدیجه خرمندار
گروه مدیریت مناطق بیابانی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران