سکوت، ترس و اشتباه در کلاس درس ابتدایی؛ بررسی نقش معلم در امن سازی روانی کلاس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 0
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_3048
تاریخ نمایه سازی: 5 بهمن 1404
چکیده مقاله:
کلاس درس ابتدایی، نخستین عرصه رسمی مواجهه کودک با دانش، قدرت و دیگری است؛ فضایی که در آن، نه تنها مهارت های شناختی، بلکه بنیان های عاطفی، هویتی و اخلاقی یادگیری شکل می گیرند. در این میان، پدیده هایی چون سکوت، ترس و نسبت کودک با اشتباه، اگرچه در نگاه نخست اموری روزمره و عادی می نمایند، اما در لایه های عمیق تر، نقش تعیین کننده ای در کیفیت تجربه زیسته یادگیری دارند. این مقاله با تمرکز بر مفهوم «امن سازی روانی کلاس درس»، به تحلیل انتقادی این سه گانه در بافت آموزش ابتدایی می پردازد و نقش معلم را به عنوان کنشگر اصلی در شکل دادن یا تضعیف این امنیت واکاوی می کند.مسئله اصلی مقاله آن است که سکوت در کلاس درس ابتدایی الزاما نشانه تمرکز، فهم یا انضباط نیست، بلکه در بسیاری از موارد، پیامد ترس های پنهان و تجربه های مکرر ناایمن ساز است. ترس از قضاوت، تمسخر، نمره، مقایسه و به ویژه ترس از اشتباه، کودک را به اتخاذ استراتژی سکوت سوق می دهد؛ سکوتی که به تدریج به حذف صدا، تضعیف پرسشگری و خاموشی اندیشه منجر می شود. در این چارچوب، اشتباه از امکان تربیتی و شناختی خود تهی شده و به منبع اضطراب، شرم و برچسب گذاری بدل می گردد. مقاله حاضر بر این پیش فرض استوار است که این وضعیت نه حاصل ویژگی های فردی کودکان، بلکه نتیجه مناسبات تربیتی حاکم بر کلاس و به ویژه نحوه اعمال قدرت، ارزشیابی و تعامل معلم با دانش آموزان است.در این نوشتار، با اتکا به رویکردی تحلیلی–تفسیری و بهره گیری از ادبیات تربیت انتقادی، روان شناسی آموزشی و نظریه های یادگیری اجتماعی، مفهوم امنیت روانی کلاس درس بازخوانی می شود. امنیت روانی، در این معنا، به منزله شرایطی است که در آن کودک می تواند بدون ترس از تحقیر یا تنبیه، اندیشه خود را بیان کند، اشتباه نماید و در فرآیند یادگیری مشارکت فعال داشته باشد. مقاله نشان می دهد که معلم، از خلال کنش های ظاهرا ساده ای چون نوع بازخورد، لحن کلام، واکنش به پاسخ های نادرست و شیوه مدیریت خطا، نقشی بنیادین در تولید یا تضعیف این امنیت ایفا می کند.نتیجه تحلیل ها حاکی از آن است که کلاس های درس فاقد امنیت روانی، اگرچه ممکن است از نظر ظاهری منظم و آرام باشند، اما در عمق، زمینه ساز یادگیری سطحی، انفعال شناختی و شکل گیری نگرش منفی پایدار نسبت به مدرسه و یادگیری مادام العمر هستند. در مقابل، کلاس هایی که در آن ها اشتباه به مثابه فرصتی برای یادگیری بازتعریف می شود و معلم نقش خود را از کنترل گر به تسهیل گر گفت وگو تغییر می دهد، بستر رشد هم زمان شناختی و عاطفی کودکان را فراهم می آورند. مقاله در پایان بر ضرورت بازاندیشی در آموزش معلمان ابتدایی تاکید کرده و امن سازی روانی کلاس را نه مهارتی تکمیلی، بلکه هسته مرکزی عمل تربیتی در دوره ابتدایی معرفی می کند.
کلیدواژه ها:
امنیت روانی کلاس درس ، سکوت آموزشی ، ترس تحصیلی ، اشتباه و یادگیری ، نقش معلم ابتدایی ، روابط قدرت در کلاس درس ، تربیت انتقادی
نویسندگان
زهرا فرهادی
کارشناسی زبان و ادبیات فارسی