مقایسه تطبیقی تحلیل پدیدارشناسی بدن زنان در فشن مفهومی از منظر مارک جانسون: مطالعه موردی آثار ری کاواکوبو، الکساندر مک کوئین و حسین چالایان
محل انتشار: فصلنامه زن در فرهنگ و هنر، دوره: 17، شماره: 4
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 2
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JWICA-17-4_003
تاریخ نمایه سازی: 4 بهمن 1404
چکیده مقاله:
فشن مفهومی با تکیه بر اندیشه و ارائه کارکردهای جدیدی از لباس، بستری برای نمایش نقش هایی متفاوت از بدن می شود. مارک جانسون معتقد است بدن متمایز از ذهن نیست، بلکه معنا، فکر و الگوهای ادراک ما جسمانی هستند. باور به جدایی پذیربودن ذهن و بدن در اندیشه اندیشمندان پدیدارشناس متاخر مانند جانسون از بین رفت. در این پژوهش با هدف واکاوی ارتباط فلسفه بدن جانسون با فشن مفهومی به مطالعه موردی سه هنرمند مطرح این حوزه یعنی ری کاواکوبو، الکساندر مک کوئین و حسین چالایان پرداخته شد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات از روش اسنادی (کتابخانه) استفاده شد. این مقاله در پی یافتن پاسخ به این سوال است که بدن مندی پدیدارشناختی از منظر مارک جانسون چگونه در فشن مفهومی و بدن زنان شکل گرفته است. به نظر می رسد در آثار مورد مطالعه، چهار مدل از بدن های جانسون اعم از بوم شناختی، پدیدارشناختی، اجتماعی و فرهنگی قابل تحلیل است. بدن بوم شناختی که عدم جدایی ذهن و بدن را نشان می دهد، مهم ترین بخش از اهداف طراحان لباس مورد مطالعه است؛ چرا که این طراحان در تلاش اند تا گفتمان تفکر، بدن و لباس را به شیوه های نو بدعت گذاری کنند. بدن فرهنگی و اجتماعی یکی از شاخص ترین مفاهیم کار هنرمندان حوزه فشن مفهومی است که تفاوت های فرهنگی و برهم کنش های اجتماعی بدن با تاکید بر زنان را از طریق لباس به تصویر می کشد. از این رو می توان مفاهیم و معانی بدن از دیدگاه مارک جانسون را در فشن مفهومی مشاهده و تحلیل کرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ساره سیاحی
گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
رضا افهمی
گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران ، ایران.
فریناز فربود
گروه طراحی پارچه و لباس، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران