طراحی مدلی برای پیش بینی اهمال کاری تحصیلی بر اساس کمال گرایی، ترس از ارزیابی منفی و خودتنظیمی
محل انتشار: فصل نامه پژوهش برتر، دوره: 1، شماره: 1
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 63
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_BART-1-1_200
تاریخ نمایه سازی: 4 بهمن 1404
چکیده مقاله:
اهمال کاری تحصیلی یکی از چالش های مهم دانشجویان است که می تواند تاثیر منفی بر عملکرد تحصیلی، سلامت روانی و انگیزه یادگیری آنان داشته باشد. تحقیقات نشان داده اند که عوامل روان شناختی مختلف از جمله ویژگی های شخصیتی، نگرش ها و مهارت های خودتنظیمی نقش مهمی در بروز این رفتار دارند. در میان این عوامل، کمال گرایی، ترس از ارزیابی منفی و توانایی خودتنظیمی از جایگاه ویژه ای برخوردارند. کمال گرایی به عنوان تمایل فرد به دستیابی به استانداردهای بالا و بی نقص، می تواند باعث افزایش اضطراب و کاهش انگیزه عملیاتی شود که نهایتا منجر به اهمال کاری تحصیلی می گردد. از سوی دیگر، ترس از ارزیابی منفی، به ویژه نگرانی از قضاوت دیگران درباره عملکرد فرد، می تواند مانع از آغاز یا تکمیل وظایف تحصیلی شود. خودتنظیمی به عنوان مجموعه ای از مهارت ها و استراتژی هایی که فرد برای کنترل رفتارها، احساسات و افکار خود به کار می برد، می تواند نقش تعدیل کننده داشته باشد و توانایی مقابله با اهمال کاری را افزایش دهد.هدف پژوهش حاضر، طراحی مدلی برای پیش بینی اهمال کاری تحصیلی بر اساس کمال گرایی، ترس از ارزیابی منفی و خودتنظیمی است. مدل پیشنهادی با استفاده از داده های جمع آوری شده از دانشجویان دانشگاه های مختلف و تحلیل های آماری از جمله رگرسیون چندمتغیره و مدل یابی معادلات ساختاری، اعتبارسنجی شد. یافته ها نشان دادند که کمال گرایی به طور مستقیم با افزایش اهمال کاری تحصیلی مرتبط است و ترس از ارزیابی منفی نیز نقش میانجی این رابطه را ایفا می کند. همچنین، خودتنظیمی به عنوان یک عامل محافظتی، توانست اثر منفی این متغیرها بر عملکرد تحصیلی را کاهش دهد. نتایج مدل طراحی شده، علاوه بر پیش بینی دقیق تر رفتار اهمال کاری، می تواند به اساتید، مشاوران تحصیلی و دانشجویان در شناسایی عوامل روان شناختی موثر و برنامه ریزی برای مهارت های مقابله ای کمک کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا سپهوند
کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد