تدریس خلاقانه با ابزار هوش مصنوعی و رشد مهارت های اجتماعی
محل انتشار: دومین همایش ملی علوم انسانی با رویکرد نوین و اولین همایش بین المللی پژوهشی فرهنگیان نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HCWNT02_3429
تاریخ نمایه سازی: 3 بهمن 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش به بررسی نقش ابزارهای هوش مصنوعی در تدریس خلاقانه و تاثیر آن بر رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان می پردازد. انگیزه اصلی، نیاز نظام های آموزشی به شیوه های نوآورانه برای مواجهه با چالش های ارتباطی و اجتماعی عصر جدید است. مسئله محوری این است که چگونه می توان از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری مکمل برای معلمان استفاده کرد تا فرایند یاددهی-یادگیری خلاقانه تر شده و زمینه رشد مهارت هایی مانند ارتباط موثر، همدلی، همکاری و حل تعارض فراهم گردد. بر این اساس، هوش مصنوعی نه یک جایگزین، بلکه یک توانمندساز آموزشی محسوب می شود. آموزش خلاقانه بر پایه مدل های ساخت گرایی، یادگیری فعال و تعامل اجتماعی استوار است و هوش مصنوعی می تواند این فرایند را از طریق ابزارهایی چون چت بات های آموزشی، سیستم های بازخورد هوشمند، تحلیل احساسات، پیشنهادگرهای محتوا و شبیه سازهای مکالمه تقویت کند. این ابزارها ضمن افزایش تنوع سناریوها، شخصی سازی آموزش و بهبود همکاری گروهی، امکان طراحی محیط های ایمن برای تمرین مهارت های اجتماعی، بازخورد آنی و تحلیل تعاملات را فراهم می کنند. از منظر مهارت های اجتماعی، فناوری می تواند در توسعه همدلی، نقش آفرینی های ارتباطی، تمرین مذاکره و حل تعارض در موقعیت های کنترل شده موثر باشد. برای معلمان، این ابزارها موجب کاهش فشار طراحی محتوا و ایجاد منابع خلاق می شود و برای دانش آموزان فرصت تجربه فعالیت هایی همچون داستان نویسی جمعی، پروژه های گروهی با مدیریت هوشمند، سناریوهای بازی محور و همکاری دیجیتال را فراهم می سازد. با وجود این، چالش هایی مانند سوگیری داده، حریم خصوصی، کاهش تعامل انسانی و کمبود زیرساخت وجود دارد که نیازمند سیاست گذاری، آموزش معلمان، استانداردسازی محتوا و نظارت انسانی است. ارزیابی اثربخشی این رویکرد باید به صورت ترکیبی از تحلیل های کمی و کیفی انجام شود و شاخص هایی همچون میزان مشارکت، کیفیت تعامل، همدلی و مهارت ارتباطی سنجیده شود.اجرای عملی این مدل می تواند از طریق یک چارچوب چندمرحله ای طراحی شود: ارزیابی نیاز، آموزش معلمان، اجرای پایلوت و توسعه مقیاس پذیر. تجربه های اولیه نشان می دهد که استفاده درست از هوش مصنوعی می تواند مشارکت فعال، خلاقیت، تفکر انتقادی و همکاری تیمی را افزایش دهد. در سطح گسترده تر، چنین رویکردی زمینه توانمندسازی اجتماعی نسل جدید، تقویت سواد دیجیتال و ایجاد شهروندانی همدل و سازگار با چالش های آینده را فراهم می کند. این پژوهش نتیجه می گیرد که پیوند هوش مصنوعی و تدریس خلاقانه—در صورت رعایت اصول اخلاقی، حفظ نقش مرکزی معلم و طراحی مناسب—می تواند مسیری کارآمد و پایدار برای رشد مهارت های اجتماعی در محیط های آموزشی ایجاد کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان