بررسی دشواری های لف ونشر و اموزش راهکارهایی برای ساده سازی آن
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 2
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_2967
تاریخ نمایه سازی: 2 بهمن 1404
چکیده مقاله:
آرایه ادبی «لف و نشر» (بسط و گسترش)، یکی از ارکان اصلی صناعات بدیعی در ادبیات کلاسیک فارسی است که با هدف ایجاد نظم، هماهنگی ساختاری و آرایش منسجم اطلاعات چندگانه در کلام به کار می رود. این آرایه بر اساس ایجاد یک رابطه تناظری یا غیرتناظری میان دو گروه از کلمات بنا شده است: گروه اول، «لف» (ذکر اجزاء)، و گروه دوم، «نشر» (گسترش و بیان معانی یا موصوفات آن اجزاء). اگرچه زیبایی ساختاری این آرایه قابل انکار نیست، اما پیچیدگی های اجرایی آن، به ویژه در کاربردهای دشوارتر، فهم آن را برای مخاطبان غیرمتخصص چالش برانگیز ساخته است. این مقاله با هدف واکاوی این دشواری ها و ارائه راهکارهای آموزشی و کاربردی برای تسهیل درک و استفاده از لف و نشر، تدوین شده است.دشواری اصلی در فهم این آرایه به دو دسته کلی تقسیم می شود: ساختار نحوی و میزان شفافیت تطبیق. لف و نشر مرتب (همسان)، که در آن ترتیب عناصر در لف و نشر یکسان است، نسبتا ساده تر است؛ اما حتی در این حالت نیز وجود عناصر حاشیه ای مانند جملات معترضه یا حشو می تواند خط اتصال معنایی را مخدوش سازد. چالش اصلی مربوط به لف و نشر مشوش (غیرمرتب) است؛ جایی که اجزاء در نشر، برعکس ترتیب ذکر در لف می آیند. در این حالت، خواننده باید به طور فعال در ذهن خود، تناظر دقیق میان عنصر اول لف با عنصر دوم نشر و بالعکس را برقرار سازد، که این فرآیند ذهنی در متون طولانی یا شعرهای متراکم، بسیار دشوار است.علاوه بر این، حذف افعال (اقتصاد در کلام) در متون ادبی که صرفا موصوفات را باقی می گذارد، رشته دستوری میان دو بخش را ضعیف کرده و اتکا به فهم قرینه سازی صرف را افزایش می دهد. همچنین، تداخل با صنایعی مانند سجع و موازنه باعث می شود تمرکز خواننده از جنبه چینش معنایی به جنبه صوتی متن منتقل شود.برای غلبه بر این موانع، راهکارهای آموزشی موثری پیشنهاد می شود. در سطح آموزش، روش «شماره گذاری صریح» اجزاء لف و تلاش برای یافتن همان اعداد در نشر، ابزاری قدرتمند برای تحلیل ساختاری است. همچنین، تفکیک و تمرکز بر نقش های دستوری عناصر (به جای تمرکز صرف بر واژه ها) و شروع آموزش با نمونه های نثر ساده و مدرن، می تواند بنیان درک را تقویت کند. برای نویسندگان، توصیه می شود که فاصله میان لف و نشر را به حداقل رسانند و در اجرای نوع مشوش، از به کارگیری کلمات با دامنه های معنایی بسیار نزدیک پرهیز کنند تا ابهام در تطابق به وجود نیاید. در نهایت، حفظ انسجام و وضوح ساختاری، سنگ بنای استفاده موفق از این آرایه است تا زیبایی آن از دشواری زبانی ناشی نشود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
دکتر علی اکبر کمالی نهاد
دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان تهران،پردیس شهید مفتح شهر ری
خدیجه شاهی
کارشناسی ادبیات، محقق اردبیل دبیرادبیات