تحلیل مرگ ارادی از دیدگاه عین القضات و مولانا
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 1
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_2393
تاریخ نمایه سازی: 2 بهمن 1404
چکیده مقاله:
مرگ آشنایی و مرگ پذیری صوفی یکی از جذاب ترین، زیباترین و بنیادی ترین محورهای بحث های صوفیانه است. هر کس بنا به گرایش فکری خود تلقی خاصی از آن خواهد داشت، تفاوت نگرش یک معتقد به معاد با منکر آن از همین جا آغاز می شود که یکی مرگ را پایان کار آدمی می داند و دیگری آغاز دوره جدید در حیات. عرفا و صوفیه اسلامی پا را از این نیز فراتر نهاده اند. آنان مرگ را نه تنها آغاز یک زندگی نو و جدید دانسته، بلکه در نگاهی عاشقانه وسیله وصال به معشوق ازلی خود که زندگی دنیوی از او دور کرده بود، می دانند؛ از این رو خجسته دانسته و پیوسته با آغوش باز به استقبال آن رفته و آرزوی فرا رسیدن دارند. آنها مرگ واقعی را آن لحظه ای می دانند که انسان از خدا جدا شده و تولد را زمانی می دانند که انسان به خدا وصل می گردد. عده ای آن را آغاز بازگشت به سوی الله می دانند؛ ولی برخی معتقدند نقطه آغاز برگشت به سوی خدا تولد است. از این رو یکی از مسائلی که در ارتباط با مرگ ارادی مطرح است مسئله عشق است. عشق مقوله ای است که مورد توجه و اهتمام فراوان عرفا بوده تا جایی که مدار بیشتر اندیشه های آنان بر محور عشق می چرخد. این توجه استثنایی عرفا و انسان های غیرعارف به عشق موجب می گردد که هر فرد تیزبینی به این گمان قوی برسد، که باید بین این موضوع و سعادتمندی بشر پیوندی مستحکم وجود داشته باشد. دو تن از بزرگ ترین عارفان اسلام؛ یعنی مولانا و عین القضات در این باره سخنان زیادی برای گفتن دارند. از این رو در این پژوهش تلاش شده است به بررسی مقایسه و تحلیل مفهوم مرگ ارادی و خود خواسته از دیدگاه عین القضات و مولانا پرداخته شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حمیده قلندری
کارشناس ارشد زبان ادبیات فارسی