استفاده از فناوری برای تسهیل امور اجرایی در مدرسه
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 0
فایل این مقاله در 41 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_MRIW-7-24_004
تاریخ نمایه سازی: 1 بهمن 1404
چکیده مقاله:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش فناوری های دیجیتال در بهبود و تسهیل امور اجرایی مدارس ابتدایی است. با توجه به پیچیدگی و حساسیت وظایف اجرایی در این مقطع تحصیلی، استفاده از ابزارهای فناورانه می تواند به افزایش سرعت، دقت، نظم و رضایت شغلی معاونان اجرایی منجر شود. این تحقیق از نوع کاربردی و با روش توصیفی–پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل معاونان اجرایی مدارس ابتدایی در منطقه مورد مطالعه بوده و داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان دادند که استفاده هدفمند از فناوری، موجب تسریع فرآیندهای اجرایی، کاهش خطاهای انسانی، ارتقاء نظم کاری و افزایش رضایت شغلی کارکنان اجرایی می شود. همچنین، اثربخشی فناوری به طور معناداری وابسته به وجود زیرساخت های مناسب و آموزش تخصصی کارکنان است. نتایج تحقیق با مبانی نظری مانند مدل پذیرش فناوری دیویس، نظریه نوآوری راجرز و نظریه مدرسه هوشمند هم خوانی دارد. در پایان، پیشنهادهایی برای توسعه زیرساخت های فنی، توانمندسازی منابع انسانی، طراحی نرم افزارهای بومی و فرهنگ سازی در مدارس ارائه شده است. این پژوهش نشان می دهد که فناوری نه تنها یک ابزار کمکی، بلکه یک ضرورت راهبردی در مدیریت اجرایی مدارس ابتدایی محسوب می شود.هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش فناوری های دیجیتال در بهبود و تسهیل امور اجرایی مدارس ابتدایی است. با توجه به پیچیدگی و حساسیت وظایف اجرایی در این مقطع تحصیلی، استفاده از ابزارهای فناورانه می تواند به افزایش سرعت، دقت، نظم و رضایت شغلی معاونان اجرایی منجر شود. این تحقیق از نوع کاربردی و با روش توصیفی–پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل معاونان اجرایی مدارس ابتدایی در منطقه مورد مطالعه بوده و داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان دادند که استفاده هدفمند از فناوری، موجب تسریع فرآیندهای اجرایی، کاهش خطاهای انسانی، ارتقاء نظم کاری و افزایش رضایت شغلی کارکنان اجرایی می شود. همچنین، اثربخشی فناوری به طور معناداری وابسته به وجود زیرساخت های مناسب و آموزش تخصصی کارکنان است. نتایج تحقیق با مبانی نظری مانند مدل پذیرش فناوری دیویس، نظریه نوآوری راجرز و نظریه مدرسه هوشمند هم خوانی دارد. در پایان، پیشنهادهایی برای توسعه زیرساخت های فنی، توانمندسازی منابع انسانی، طراحی نرم افزارهای بومی و فرهنگ سازی در مدارس ارائه شده است. این پژوهش نشان می دهد که فناوری نه تنها یک ابزار کمکی، بلکه یک ضرورت راهبردی در مدیریت اجرایی مدارس ابتدایی محسوب می شود.